تبليغاتX
مهرآوا

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من- دل مغرورم- پرید و پنجه به خالی زد

که عشق- ماه بلند من- ورای دست رسیدن بود

...

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

i tried to kill the pain

but only brought more

i lay dying

and i'm pouring crimson regret and betrayal

i'm dying praying bleeding and screaming

am i too lost to be saved

am i too lost?

 

my God my tourniquet

return to me salvation

my God my tourniquet

return to me salvation

 

do you remember me

lost for so long

will you be on the other side

or will you forget me

i'm dying praying bleeding and screaming

am i too lost to be saved

am i too lost?

 

my wounds cry for the grave

my soul cries for deliverance

will i be denied Christ

tourniquet

my suicide

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

در که گشوده شد، هوای رفتن به سر میزند

این قانون درهاست...

هوایی میکنند!

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

Moi, j’avais une lampe

Et toi la lumière

Qui a vendu la mèche ?

 

چراغ از من بود و

نور از تو

فتیله را که فروخت؟

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

یه چیزی داره مدام توی وجودم وول می خوره...

 می چرخه...

بالا و پایین میره...

 اظهار وجود می کنه...

چیزی که از منه و جدا از من

داره از من تغذیه می کنه...

داره تمام من رو پر می کنه... از فرق سر تا نوک پا!

می چرخه و من زیرو رو میشم

مثل یه جنین در آستانه ی تولد...

...

دارم تموم میشم یا شروع؟؟؟

من کدوم یکیم؟

 

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |