تبليغاتX
مهرآوا

                           اوربوروس

تخم مرغ کیهانی، که با کُره نیز نمادین گشته، اصل حیات، تمامیت تجزیه نشده، قابلیّت، جرثومۀ همۀ آفرینش؛ جهان مادرانۀ آغازین ناشی از آشفتگی اولیه؛ دایرۀ کبیر که عالم را در بر میگیرد؛ منشأ پنهانی و مرموز هستی؛ زمان و فضای کیهانی؛ آغاز؛ زهدان؛ هستی به صورت نطفه؛ والدین آغازین کیهان؛ مرحلۀ کمال اضداد متحد شده؛ مادّه زنده در قلمرو بیجان؛ رستاخیز؛ در نماد های هندو، مصری، چینی و یونانی تخم مرغ کیهانی، در نقش منشأ  عالم ناگهان دو نیم میشود. پیش از تمامیت عالم، تخم مرغ در فضای محدود پوسته اش حاوی همۀ چیزهای زنده و بالقوه بود. تخم مرغ در نقش منشأ جهان در مصر، فینیقیه، هند، چین، ژاپن، یونان، امریکای مرکزی، فیجی و فنلاند وجود دارد. خورشید، تخم مرغ طلائی است. اوروبوروس[1] ماری است که دور تخم مرغ حلقه زده است. تخم شترمرغ، یا تخم مرغ بزرگ از جنس چینی در پرستشگاه ها، کلیساها، و مساجد قبطی آویزان بود که مظهر آفرینش، زندگی و رستاخیز به شمار می رفت، تخم مرغ در گورستانها نیز دیده شده است. احتمالاً در مسیحیت به معنی تولد از باکره است.

                                تخم مرغ کیهانی

اقیانوسیه: در برخی جزایر معروف است، انسان از تخم پرنده سر بر آورده است.

 

ایرانی: آفرینش؛ اصل حیات. در آیین زردشت آسمان به شکل تخم مرغی فلزی و درخشان آفریده شده است.

 

بودایی: پوستۀ تخم مرغ "پوستۀ جهل" است و شکسته شدن آن یعنی تولد دوباره و رسیدن به اشراق، زمان و مکان متعالی.

 

چینی: تمامیت؛ زردۀ تخم مرغ آسمان و سفیده اش زمین است. در آفرینش تخم مرغ کیهانی دو نیمه می شود و از هر نیمه زمین و آسمان بوجود می آِد..

 

دروئیدی: تخم مرغ کیهانی "تخم مار" است که نماد آن فسیل توتیاست.

 

سومری، سامی: از تخم مرغ کیهانی آفرینش بوقوع پیوسته است.

 

کیمیاگری: از تخم مرغ، گل سفید( نقره)، گل سرخ ( طلا)، و گل آبی ( گل خرد) بیرون می آید. تخم مرغ، ظرف هرمسی مهر و موم شده نیز هست که در طی صناعت کبیر به کمال می رسد. تخم مرغ فلاسفه نماد آفرینش است.

 

مسیحی: رستاخیز؛ آفرینش مجدد، امید.

 

مصری: غاز نیل، تخم مرغ کیهانی را که رع- خورشید- از آن خارج شد گذاشته بود. نف[2]، مار، نیز تخم مرغ کیهانی راز دهانش خارج می کند که نماد کلمه[3] است.

 

هندو: پرندۀ الهی تخم مرغ کیهانی را در آبهای آغازین نهاده بود. برهما از تخم مرغ زرّین آفرینش بیرون جهید و از دو نیمۀ آن آسمان و زمین را شکل داد. تخم مرغ کیهانی در قیاس همان تخم مرغ برهما است و به سه ناحیه تقسیم شده است: قلمرو احساسات، آسمانها، و جهان بیشکل. تخم مرغ به معنی یونی[4] نیز هست. گاه درخت کیهانی در حالی تصویر شده که از تخم مرغ کیهانی که روی آبهای آشفتگی آغازین شناور است ، روئیده است.

 

یونانی: در آیین اورفئوس، تخم مرغ راز زندگی و خلقت و رستاخیز است، اوربوروس گرد آن حلقه زده است. دیوسکورها[5] که از تخم مرغ زئوس[6] و لدا[7] متولد شدند، دو نیمۀ تخم مرغ را به شکل کلاههای گنبدی شکل بر سر می نهادند. تخم مرغ گاه در نقش ظرف چهار عنصر نمایانده شده است.

 

 



[1]- Ouroboros

[2] - Kneph

[3] - LOGOS

[4] -Yoni

[5] - Dioscuri

[6] - Zeus

[7] - Leda

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

بطور کلی همه ی سیارات بزرگ نماد آمیختگی و تعامل تمامی قوای بنیادی عالم و طبیعت هستند. خورشید مرکز کره ی عالم، و مریخ و مشتری و زحل بخش علیا، و زهره و عطارد و ماه بخش سفلای آن هستند. سیارات به استثنای خورشید، نسبت به زمین رتبه ی بالاتری دارند. در اسلام هر سیاره بر اقلیمی دلالت دارد.

 

خورشید: نماد آن دیسک شمسی و گاهی نیز پرتو است؛ دایره ای با نقطه ی مرکزی و اشکل بی شمار دیسک و دایره ی مشعشع، ارابه ای که چهار اسب سفید یا طلایی آن را می کشند اگر چه شمار اسب ها متغیر است. همچنین نماد خورشید است. خورشید نشانه ی همه ی ایزدان شمسی و میکائیل فرشته ی مقرب است. مظهر مرکز، قلب، مرکز معرفت شهودی، نیروی لامسه و اعتقاد، احساسی، خیال انگیز. رنگ آن طلایی است. موکل بر فلز طلا، روز یکشنبه، موقعیت سمت الرأس، سن جوانی، گل کاسنی یا فرفیون است. { در احکام نجوم پس از اسلام رنگ خورشید سرخ فام و زرد، فلزش آهن و مس است و بخشی از عمر که بر آن دلالت دارد میانه ی عمر و مردی است.}

 

ماه: نماد آن هلال، یا زن جوانی سوار بر ارابه است در حالی که ترکشی را نگه داشته یا زن شکارچی ایستاده در حالی که ترکشی دارد و سگها همراه اویند. مظهر زمان، جنبش، تولید مثل، زاد و ولد و بارداری، روح حیاتی که جسم و جان را با هم حفظ می کند، عمل غیر ارادی و غریزی است. همه ی شاهبانوان آسمان و مادران کبیر قمری هستند. بر رنگ نقره ای، فلز نقره، روز دوشنبه، موقعیت نظیر السمت، سن نوزادی، گل صدتومانی دلالت دارد. { در احکام نجوم پس از اسلام رنگ ماه کبود و سفید ناخالص است و فلز آن بجز نقره، طلا نیز هست}

 

زحل ( کیوان): در اصل حکمران عصر طلایی و آسمان هفتم بوده است، امروزه به شکل پیرمردی داس در دست نشان داده می شود، ویرانگر، مرگ و تولد دوباره. در نقش کرونوس(Cronos) به معنی زمان و سرنوشت است و ساعت شنی در دست دارد. گاهی کلاغی روی سرش نشسته است. ایزد زمین، منطق و عقل، متفکر و عاقل، اصل اندیشه ی تجزیه گر در انسان، همچنین تمرکز و انقباض و سترونی. زحل مظهر روح تاریک  پنهان در ماده است و با اژدهایان، افعیها، روباه ها، گربه ها، موها و پرندگان شبانه تداعی می شود. در کیمیاگری زحل، سربی است که از آن در طی استحاله مرحله ی درخشندگی یعنی طلا بدست می آید. در گنوسیسم هم به صورت پدر و پسر و هم پیر و جوان نشان داده می شود. بر رنگ سیاه، فلز سرب، روز شنبه، موقعیت شمالی، سن کهنسالی، گل سریشک، و گیاه آفتاب پرست سفید دلالت دارد.

 

مشتری( برجیس):

نماد آن فرد محترمی است که نشسته است گاهی در یک ارابه- و چوبدست و نیزه در دست دارد. مظهر آفریننده، جان، فضای محدود، نیروی سازمان دهی، قاطعیت، بیان احساسات، اتساع، اراده ی عقلانی، پر انرژی و دلیر، هوا است. بر رنگ آبی، بنفش یا نارنجی، فلز قلع، روز سه شنبه، موقعیت مشرق، سن بلوغ و گل غافث دلالت دارد. { در احکام نجوم اسلامی رنگ گندمگون، روز پنج شنبه وسن کهولت است}

 

مریخ ( بهرام):

نماد آن مردی جنگی است که گاهی بر اسب سوار است و پرچم یا نیزه و گاهی شمشیر یا شلاق حمل می کند. مظهرهر چیز مثبت و فعال و مذکر، رنجها، مصائب و دلیری، آتش. بر رنگ قرمز، فلز آهن، روز چهارشنبه، موقعیت جنوب، سن بزرگسالی، گل بارهنگ، گیاه بابا آدم دلالت می کند. { در نجوم اسلامی روز سه شنبه و سن جوانی است.}

 

زهره ( ناهید):

نماد آن زنی به صورت های مختلف است. معمولاً لباس گشادی بر تن و برگ بویی در دست دارد. به سبب آنکه هم ستاره ی صبحگاهی است و هم در آغاز شب دیده می شود هم شمسی و هم قمری و مظهر وحدت اضداد است، تابع ماه است و از خورشید زودتر طلوع می کند، در نقش(( کمانکش و زوبین انداز)) اندازنده ی ماه نو به دریای شب است و از ماه در برابر همه ی هیولاهای تاریکی دفاع می کند، او مظهر آبها، انفعال جنس مؤنث، رنجها، هوسها، آرزومند، مادر آفریننده، سنتز، و خیال پردازی است. بر رنگ سبز، زرد کمرنگ یا فیروزه ای، فلز مس، موقعیت مغرب، روز جمعه، سن نوجوانی، گل رز سفید، اسقولوفندریون، شاه پسند دلالت می کند. { در نجوم پس از اسلام رنگ زهره بیشتر سفید است و برخی هم آن را سبز می دانند، سن جوانی}

 

عطارد ( تیر):

نماد آن مرد جوان صندل پوش با کلاه بی لبه ی بالدار و حامل عصای هرمس است. علامت های مشخصه ی دیگر آن عبارتند از خروس و قوچ. نشانه اش تلفیقی از ماه و خورشید، عناصر آب و آتش است. او پیک، بیدار کننده، ایقاع، ایزد وَر و راز آشنایی، واسطه و اتصال دهنده ی تناقضات و تلفیق کننده ی اضداد است. از این رو هم به صورت نر و هم ماده مجسم می شود، مظهر مفسّر، نیروی بیان و توصیف احساسات، و اندیشه ی تحلیلی است. در کیمیاگری عنصر پنجم quinta essentia است. بر رنگ ارغوانی یا آبی تیره، فلز جیوه، روز دوشنبه، موقعیت مرکز، سن جوانی، گل سنبل طیب و فندق دلالت می کند. { در نجوم پس از اسلام رنگ خاکستری، فلز برنج، روز چهارشنبه، سن کودکی}

 

اورانوس:

فضای نامحدود، غیر مرئی، اراده.

 

نپتون:

اقیانوس آغاز هستی، منشأ همه چیز.

 

سیارات سعد عبارتند از زحل و زهره، سیارات نحس عبارتند از مریخ و مشتری. عطارد دارای هر دو ویژگی است. سیارات مذکر عبارتند از خورشید، زحل، مشتری، مریخ، و مؤنث ماه و زهره، عطارد سیاره ای دو جنسی است.

 در ستاره شناسی بابلی، مردوک Marduk مشتری، ایشتر Ishtar زهره، نابو Nabu عطارد، نی نیب Ninib زحل، و نرگال Nergal مریخ است.

 

 سیارات رومی و یونانی عبارتند از :

کرنوس- ساتورن( Cronos- Saturn)، زحل؛

آرس( Ars) یا هراکلس( Heracles) و مارس (Mars)، مریخ؛

آفرودیته ( Aphrodite) یا هرا ( Hera) ونوس (Venus)، زهره؛

زئوس- ژوپیتر (Zeus- Jupiter)، مشتری؛

هرمس ( Hermes) یا آپولون (Apollo)- مرکوری ( Mercury)، عطارد.

 

در نماد های چین سیارات عبارتند از

 مشتری ( سویی- سینگ suei-sing) چوب، شرق

مریخ ( یونگ- هو Yong-ho) آتش، شمال

زحل ( چن- سینگ chen-sing) زمین، مرکز

ونوس ( تای- پو t’ai-po) فلز، غرب

عطارد ( چ ان- سینگ ch’en- sing) آب، جنوب

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

مهرآوا یک ساله شده... شاید بهتر باشه به همین بهانه باز برم سراغ اسطوره شناسی... مبحثی که باهاش نوشتن توی این این وبلاگ رو شروع کردم.

مرسی که توی این یک سال همراهم بودید

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |