تبليغاتX
مهرآوا

سبز: دو خصلته است، هم زندگی و هم مرگ است، به صورت سبز بهاری یعنی حیات؛ و به صورت سبز زنگاری یعنی مرگ. جوانی، امید، شادی و در عین حال تغییر، فنا، و حسادت نیز هست. از زرد و آبی، زمین و آسمان، رنگی جادویی بوجود آمده است، آبی روشن سرد عقل را با گرمای مهیج خورشیدزرد برای دانش، مساوات، امید، تجدید حیات و رستاخیز ترکیب می کنند. از آنجایی که رنگ ونوس (Venus) و مرکوری ( Mercury) جفت عاشق- است، سبز هب معنی بهار، تولید مثل، شادی، اعتماد، طبیعت، بهشت، فراوانی، کامیابی، و صلح به کار می رود. سبز به معنی نارس نماد بی تجربگی است، از این رو معنی حماقت و ساده لوحی میدهد. عدد 5 را تداعی می کند و رنگ پَری است. تغییر سبز به طلایی مظهر ایزد جوان ذرت، شیر سبز یا مرد سبز پوش است، پیش از تبدیل شدن به طلای غله رسیده. شوالیه ی سبزپوش مرگ را به شکل انصاف و خیانت را به شکل جوان زیبایی که کشته شده، نشان می دهد. پرچم سبز رنگ به معنی کشتی شکسته در دریاست.

 

اسلامی: سبز رنگ مقدس اس.

 

بودایی: سبز بهاری به معنی زندگی است؛ سبز کمرنگ مظهر سلطنت مردگان است، جسد، و یا هر چیزی که با قلمرو مردگان درارتباط است.

 

چینی: سبز هر جایی که جانشین رنگ آبی شود نمادهای آن را می پذیرد، مانند اژدهای سبز یا آبی، بهار، شرق، چوب و آب. سبز رنگ خاندان مینگ ( Ming) است.

 

سلتی: تیر- نان- اُگ ( Tir-non-og)؛ جزیره ی سبز؛ رنگ بریجیت ( Bridgit)، ایزد بانوی زمین.

 

عبری (قبالایی): پیروزی.

 

کیمیاگری: شیر یا اژدهای سبز، آغاز صناعت کبیر؛ ایزد جوان غله و رشد و امید است.

 

مسیحی: سبز بهاری یعنی بی مرگی، امید، افزایش روح القدس در انسان، زندگی، غلبه بر مرگ و پیروزی بهار بر زمستان، راز آشنایی، کارهای نیک، و د قرون وسطی به رنگ تثلیث، عید ظهور ( Epiphany) و یوحنای انجیلی ( John the Evangelist) تبدیل می شود. سبز کمرنگ با شیطان، شرّ و مرگ یکی دانسته شده است.

 

مصری: اوزیریس (Osiris) نماد نارسی غله ی سبز است که به طلای رع (Ra)، ایزد خورشید تبدیل می شود.

 

هندو: مانند آیین بودا.

 

سفید: عدم تمایز؛ کمال متعالی، سادگی، نور، خورشید، هوا، تنویر، پاکی، معصومیت، عفت، قدوسیت، تقدس، نجات، اقتدار معنوی، جبه ی سفید مظهر پاکی و عفت یا غلبه روح بر بدن است، در مشرق زمین نیز همانند یونان و روم باستان به هنگام سوگواری این رنگ پوشیده می شد. سفید هم ملازم عشق و زندگی است وهم تدفین و مرگ. به هنگام عروسی نماد مرگ زندگی کهن و تولد زندگی نو است، در حالی که در مراسم سوگواری مظهر تولد زندگی جدید در آخرت است. زنی که جبّه ی سفید پوشیده به طور ضمنی به معنی عشق- زندگی- مرگ است، مانند آفرودیته ی دلفی گورستان ها در دلف؛ فریا (Feryja) یا فریگ (Frigg) اسکاندیناویایی هل/ فریا ( Hel/Freya) توتنب که « محبوب» به معنای ایزدبانوی مرگ است. سفید، سیاه، و قرمز مظهر سه مرحله ی رازآشنایی است. سفید همراه قرمز به معنی مرگ است. پرچم سفید مظهر تسلیم، متارکه جنگ و دوستی و حسن تفاهم است.

 

آزتکی: خورشید مرده؛ شب.

 

بودایی: تسلط بر نفس؛ نجات؛ تارای ( Tara) سفیدپوش یا برترین استحاله ی معنوی از طریق زنانگی؛ « زنی که به آن سوی تاریکی اسارت هدایتگر است»؛ مادر همه ی بوداها است.

 

چینی: ببر سفید؛ غرب، پاییز، فلز، سوگواری.

 

دروئیدی: روحانیان این رنگ را به تن می کنند و به هنگام غسل تعمید نیز پوشیده می شود.

 

زردشتی: رنگ جامه ی روحانیان، هنگام عزاداری جامه ی سپید یا روسری سپید می پوشند.

 

رومی: به هنگام آشتی و نیز سوگواری پوشیده می شد.

 

سرخپوستی: تقدس، شرق.

 

سلتی: ایزدبانوی زمینی.

 

عبری: شادی ( جامعه ی سلیمان؛ 9:8)، طهارت ( کتاب اشعیا، 1:18). قبالایی، تاج.

 

کیمیاگری: زن سفید پوش ( Femina alba) سوسن سفید؛ یعنی زن، اصل مؤنث، ماه، نقره، جیوه، نور خالص تجزیه نشده و مرحله ی دوم صناعت کبیر.

 

مایایی: صلح؛ سلامتی.

 

مائوری: متارکه ی جنگ، تسلیم.

 

مسیحی: روح مطهّر، شادی، پاکی، بکارت، معصومیت، زندگی مقدس، نور، درستی. در همه ی آیین های مذهبی، جامه ی سفید پوشیده می شود: تعمید، پیمان مقدس، عشای ربانی، ازدواج، مرگ. رنگ قدیسانی که متحمل رنج شهادت نشدند و رنگ باکره های مقدس، عید پاک، کریسمس، عید تعمید عیسی و معراج. سفید همراه قرمز رنگ اهریمن، برزخ، مرگ است.

 

مصری: سبز و سفید مظهر شادی است.

 

هندو: شعور ناب، تنویر خود، نور، ستوه (Sattva)- حرکت به بالا؛ تجلی؛ شرق.

 

یونانی: سوگواری، عشق، زندگی و مرگ.

 

سیاه: تاریکی آغازین؛ غیر متعین، خلأ، شرّ، ظلمت مرگ، شرم، یأس، ویرانی، تباهی، رنجش، اندوه، خفت، مسک نفس، متانت، ثبات قدم، سیاه به معنی زمان، سخت، سنگدل، و غیر عقلانی نیز هست، تداعی گر جنبه ی تیره ی مادر کبیر؛ خصوصاً درنقش کالی ( Kalli)، کسی که سیاه(Kalla) است، به معنی زمان و باکره های سیاه نیز هست. سیاه یا کبود، رنگ آشفتگی آغازین است. در غرب سیاه رنگ سوگواری است و با مفهوم بدخواهانه ی طلسم و جادو، جادوی سیاه، و هنرهای سیاه ارتباط دارد. رنگ کرونوس/ ساتورن ( Cronos/Saturn) ( در نقش زمان) و عدد 8.

 

بودایی: تاریکی بندگی.

 

چینی: شمال؛ یین، زمستان، آب، لاکپشت از میان چهار حیوانی که از نظر دینی وقف شده اند.

 

سرخپوستی: شمال؛ سوگواری،  شب، در تضاد با سرخی روز.

 

عبری (قبالایی) : ادراک، سلطنت.

 

کیمیاگری: بی رنگی، مرحله ی ول صناعت کبیر؛ تذویب، تخمیر، نحوست، هبوط به دوزخ.

 

مایایی: مرگ دشمن.

 

مسیحی: شاهزاده ی تاریکی، دوزخ، مرگ، درد؛ سوگواری، خفت؛ تاریکی معنوی، یأس، تباهی، هنرهای پلید، رنگی که در آیین های عشاء ربانی و جمعه ی نیک برای مرده به کار می رفت.

 

مصری: تولد دوباره و رستاخیز.

 

هندو: تامه ( Tamas)؛ حرکت جسمانی و رو به پایین، زمان، جنبه ی تیره ی کالی ( Kalli) و دورگا ( Durga).

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

رنگ ها

رنگ نماد تفکیک وتجلی، گوناگونی و اثبات نور است. رنگ هایی که نور را عبور میدهند مثل نارنجی و قرمز و زرد، رنگ های گرم، فعال و عرضه شونده هستند؛ رنگ هایی که نور را جذب میکنند مثل آبی و بنفش، منفعل، سرد، و دور کننده هستند در حالی که انواع رنگ سبز ترکیبی است از این دو گروه. سیاه و سفید مظهر منفی و مثبت و اضداد هستند. رنگ های تیره و روشن برای برجسته سازی به کار می روند و نماد گوشتمندی نور هستند. خدا، به شکل نور، منشأ رنگ به حساب می آید.

 

آبی: حقیقت؛ عقل؛ مکاشفه؛ خرد؛ صداقت؛ وفاداری؛ ثبات؛ عفت؛ خصلت آدم عفیف؛ خوشنامی؛ بلند همتی؛ دور اندیشی؛ پرهیزگاری؛ صلح؛ خلسه؛ خونسردی. آبی رنگ ژرفاست، اصل مؤنث آبها، به شکل آسمان آبی رنگ مادر کبیر؛ شاهبانوی آسمان، ایزدان یا نیروهای آسمان، مانند اژدهای نیلی رنگ است. خلأ؛ سادگی آغازین و فضای لایتناهی که از هستی تهی است و می تواند شامل هر چیزی باشد، رنگ قمری.

 

بودایی: سرمای آسمان در بالا و آبها در پایین؛ خرد دارما- داتو (Dharma Dhato)

 

چینی: آسمانها، ابرها، اژدهای نیلی شرق؛ بهار، چوب.

 

سرخپوستی: آسمان؛ صلح.

 

سلتی و دروئیدی: حماسه سرا یا شاعر.

 

عبری: شفقت.

 

گنوستیکی: تعمید با آب.

 

مایایی: دفاع در برابر دشمن.

 

مسیحی: ملکوت؛ حقیقت ملکوتی؛ ابدیت؛ ایمان؛ وفاداری؛ رنگ مریم عذرا به عنوان ملکه ی آسمان.

 

هندو: ردای بارانی آبی ایندرا ( Indra)

 

یونانی- رومی: نشانه ی زئوس/ ژوپیتر ( Zeus/ Jupiter) و هرا/ ژونون ( Hera/ Juno) به عنوان ایزدان آسمان؛ ضمناً رنگ ونوس ( Venus) نیز هست.

 

 

ارغوانی: سلطنت؛ نیروی کشیشی و سلطنتی، تجمل؛ تکبر؛ حقیقت؛ عدالت؛ اعتدال؛ رنگ مورد استفاده برای خدمات آیینی به ایزدان جهان زیرین. رنگ ارغوانی "شکوهمندترین" رنگ، رنگ خون دلمه بسته، "خون ارغوانی روشن" ( هومر) بود.

 

آزتکی و اینکایی: عظمت؛ اقتدار.

 

رومی: رنگ ژوپیتر.

 

مسیحی: نیروی کشیشی و سلطنتی. خدای پدر؛ حقیقت؛ شرم؛ طلب مغفرت؛ رنگ مناسب برای ایام روزه و عید ظهور مسیح.

 

بنفش: عقل؛ معرفت؛ ایمان دینی؛ تقدس؛ متانت؛ شرم؛ طلب مغفرت؛ درد ؛ میانه روی؛ غم غربت ( Nostalgia)؛ رنجش؛ سوگواری؛ کهنسالی.

 

رومی: رنگ ژوپیتر.

 

عبری: بنیان گذاری

 

مسیحی: اقدار و فرمان روحانیت؛ حقیقت؛ روزه؛ اندوه؛ گمنامی؛ طب مغفرت، رنگ مخصوص مریم مجدلیه.

 

خاکستری: خنثی؛ سوگواری؛ افسردگی؛ خاکستر؛ شرم؛ طلب مغفرت.

 

عبری: خرد

 

مسیحی: مرگ جسم و بی مرگی روح. از این رو در اجتماعات مذهبی لباسها به این رنگ بود.

 

زرد: دو خصلته است. زرد روشن یا طلایی، شمسی؛ نور خورشید؛ عقل؛ شهود؛ ایمان و خیر است.

زرد تیره مظهر بی وفایی؛ خیانت؛ حسادت؛ جاه طلبی؛ طمع؛ پنهان کاری؛ افشای راز؛ عهد شکنی است. پرچم زرد یا زرد و سیاه مظهر روزه ی چهل روزه است. صلیب زرد، طاعون را نمایش می دهد.

 

بودایی: جبه ی زعفرانی راهب؛ نماد انکار نفس؛ نخواستن و شرم است.

 

چینی: زمین؛ مرکز؛ فلز، خرگوش قمری؛ خاندان چینگ ( Ching)

 

سرخپوستی: غروب، غرب.

 

عبری: زیبایی.

 

مسیحی: به صورت طلایی به معنی تقدس؛ الوهیت؛ حقیقت متجلی؛ «جبه ی فرهمند» است؛ در جشنها؛ کشیشان اقرار نیوش جامه ای به این رنگ می پوشیدند. به صورت زرد کدر، یعنی خیانت؛ فریب؛ یهودی؛ مرتد؛ یهودای اسخریوطی ( Judas Iscariot)

 

هندو: زرد طلایی؛ نور؛ زندگی؛ حقیقت؛ بی مرگی؛ غرب.

 

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |