تبليغاتX
مهرآوا
                                             اوروبوروس

 

به صورت مار یا اژدهایی که دم خود را در دهان دارد نشان داده شده است. « پایان من آغاز من است». نماد تفکیک ناپذیری، تمامیّت، وحدت آغازین، کفّ نفس؛ مسبب عروسیها، آبستنی ها، و خودکشی است. چرخه ی تلاشی و تجدید حیات، نیرویی که الی الابد خود را تباه و احیا میکند؛ چرخه ی ابدی، زمان دایره وار، بیکرانگی فضایی، حقیقت و شناخت در امری واحد، والدین متحد آغازین، دو جنسی، آبهای اولیه؛ تاریکی قبل از آفرینش؛ تجدید عالم در آشفتگی آبها قبل از آمدن نور؛ توانش پیش از فعالیت. در هنر مربوطه به آیین کفن و دفن، اوروبوروس مظهر بی مرگی و ابدیت و خرد است. در برخی اساطیر، گرد عالم حلقه زده و به معنی حرکت دورانی آبهایی است که زمین را در برگرفته اند. او هم نگهدارنده و حامی جهان است و هم به معنی مرگ در زندگی و زندگی در مرگ است. ظاهراً بی حرکت است اما در همان حال پیوسته حرکت می کند، مدام دور خود میگردد. در کیهان شناسی اورفئوسی گرد تخم مرغ کیهانی حلقه زده است.

 « هراکلس Heracles» نیز نامیده شده است که با گذرگاه شمسی یکی دانسته شده است. ماکروبیوس ( Macrobius) با حرکت خورشید در پیوند است. آلفا و امگا با اوروربوروس نشان داده میشوند.

 

بودایی: چرخ سامسارا.

 

سومری، سامی: همه چیز یکی است.

 

کیمیاگری: نیروی آزاد نشده ی طبیعت، نیروی مکتوم، ماده ی شکل نیافته؛ چرخه ی کار( Opus sirculare) اجسام شیمیایی در ظرف هرمسی.

 

مصری: دایره ی عالم، راه ایزد خورشید.

 

هندو: چرخ سامسارا. اوروبوروس در مفهوم انرژِی نهفته با نماد های کوندالینی شریک است.

 

یونانی: « همه چیز واحد است.»، « همه چیز از آغاز مانند تخم مرغ بود، با ماری [ روح Pneuma] که به شکل بند یا دایره گرد آن حلقه زده بود.» ( اپیکور)

در نماد های اورفئوسی دایره ای است که گرد تخم مرغ کیهانی را گرفته است ومظهر ائون و عمر عالم است.

 

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

 

حقیقت، خود شناسی، خرد؛ فکر؛ جان؛« آیینه ی عالم»؛ انعکاس ماوراء طبیعت و عقل الهی؛سطح شفاف و درخشان حقیقت الهی؛ عقل اعلا که در خورشید، ماه، و ستارگان انعکاس یافته است. انعکاس در آیینه یعنی جهان مادی و ظاهری و همچنین مرفت انسان نسبت به خودش. آیینه هم شمسی است و هم قمری، هم دیسک خورشید، آسمان و نور، و هم نور انعکاس یافته ی ماه است. در ضمن دارای خصایص جادویی است و دروازه ای است به قلمروی وارونگی. آیینه ی آویخته رو به پایین در یک معبد یا آرامگاه یک « محور نور» را بوجود می آورد که راه عروج جان است.

 

اسلامی: « خدا آیینه ای است که در آن خود را می بینی. چرا که تو آیینه ی اویی.» ( ابن عربی)

« عالم آیینه ی خداست... انسان آیینه ی عالم است» ( ابن النسفی، انسان کامل)

 

بودایی: جان در مرحله ی پاکی؛ حقیقت انعکاس یافته؛ عقل به اشراق رسیده؛ شکل؛ انعکاس جسم؛ خلوص؛ پاکی. به عنوان نور انعکاس یافته نشان دهنده ی سامسارا (Samsara) است. یکی از هشت شیء گرانبها در آیین بودای چینی.

 

تائوئی: شناخت خود. شر به مجرد نگریستن در ذات هر کس در اثرانعکاس نگاه وحشتناکش کشته میشود. «آنگاه که شر خود را شناخت، خود را نابود کرد». آیینه نماد ذهن و آرامش حکیم است: « ذهن حکیم آنگاه که آرام است به آیینه ی عالم تبدیل میشود» ( چوانگ تزو)

 

چینی: خلوص، آیینه ی مربع شکل یعنی زمین و آیینه ی مدور یعنی آسمان. برجستگی مرکزی آیینه فلزی محور و تعادل بین دو نیرو است، همینطور دست یافتن به مرکز و دروازه ی خورشید یا دروازه ی آسمان.

 

ژاپنی: کاگامی ( Kagami) یا « آیینه ی اتهام» حقیقت را منعکس و گناهان را آشکار می کند، آیینه، خورشید الهی نیز هست. خدا، آیینه ی مقدس را در زمانهای آیینی به منظور تجلی در آن تصرف کرد. آیینه در معنای حقیقت، همراه با شمشیر و جواهر یکی از سه گنج است. نماد ایزدبانوی خورشید، آماتراسو( Amaterasu)

 

سامی: در هنر هیتی، آیینه نماد الوهیت مؤنث و خوشه ی انگور مذکر است.

 

مسیحی: آیینه ی بدون لک، نمایانگر مریم عذراست. او را « آیینه ی عدالت» نیز نامیده اند.

 

مکزیکی: نشانه ی تزکاتلیپوکا ( Tezcatlipoca) ، آیینه ی « درخشان» یا « دودزده» هم شمسی است و هم قمری، زیرا او ایزد خرشید تابستانی و ایزد قمری شبانگاهی است.

 

هندو: یاد آور این مطلب است که همه ی تصاویر و اشکال صرفاً انعکاس هستند، یعنی مخلوقات مرحله ی کارمایی و تمهیدات اندیشه هستند.

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |