تبليغاتX
مهرآوا

                                          چرخ سرنوشت

نیروی شمسی، گردش خورشید در آسمان ؛ خورشید؛ مرکز است و پرّه های چرخ پرتوهای آن هستند. چرخ نشانه ی ایزدان خورشید و نماینده ی زمینی آنها یعنی شاهان خورشید است؛ نماد قلمرو عالم؛ چرخه ی حیات؛ تولد دوباره و تجدید حیات؛ اصالت؛ تلوّن، و تبدیل در جهان متعیّن است؛ مظهر جهان متعیّن که محیط دایره آن را تصویر می کند زیرا که محدود کننده ی جهان متعیّن است، و مرکز، نقطه ی ساکن، « سیار بی حرکت» در نقش مرکز کیهانی است که  تشعشع و نیرو می آفریند .

چرخ به معنی زمان، سرنوشت یا کارما (Karma) است. شعاعهایی که محیط را تقسیم می کنند، مظهر دوره های دایره وار تعیّن هستند. گردش چرخ زندگی یا گردونه ی هستی به معنی گردش مدوّر، تبدیل، تغییر و پویایی است. چرخ نیلوفر مفهوم ماتریس شمسی را تداعی می کند و با چاکراهای هندو شباهت دارد. چرخ ارابه مظهر قدرت و اقتدار است چرخ بالدار نشان دهنده ی حداکث سرعت است. مراسم چرخ گردان نماد حرکت خورشید در آسمان است، ضمناً به صورت آیینی در انقلاب زمستانی خورشید را به حرکت ترغیب میکند.

 

بودایی: کیهان؛ چرخ قانون و حقیقت؛ گردونه ی هستی؛ تقارن و کمال دارما؛ دینامیسم تغییر مسالمت آمیز؛ زمان؛ سرنوشت؛ اقتدار. چرخ قانون و ایمان وهم را خرد می کند؛ پره های آن قوای معنوی است که در مرکز به هم می پیوندد، همچنین پرتوهای نور صادره از بودا«کسی که چرخ کلام و قانون را می گرداند» است، چرخی که چرخاندنش را با تعلیم در سرنات آغاز کرد. چرخ احتمالاً نماد غیر تمثالی بودا نیز هست. چرخ طلایی یعنی نیروی روحانی. یکی از هفت گنج حکمران عالم است و در رد پای بودا مصور می شود.

 

تائویی: عالم نمود. ضمناً مظهر حکیم نیز هست، کسی که به مرکز غیر متحرک دست یافته است و میتواند بی آنکه خودش به حرکت در آید، چرخ را به حرکت اندازد، یعنی وو-وی (Wu-Wei) «بی عملی»

 

جین: گردش ابدی چرخ زمان.

 

چینی: مثل بودایی و تائوئیستی.

 

سومری، سامی: چرخ زندگی و چرخ خورشید نشانه های ایزدان خورشید، آشور(Asshur)، شَمَش (Shamash)، بعل (Baal) و ایزدان جنگ هستند.

 

مسیحی: علامت مشخصه ی قدیسه کاترین(Catherine)، قدیس اراسموس (Erasmus)، قدیسه افمیا (Euphemia) ، قدیس کوئنتین (Quentin).

 

مصری: خنمو (Khnemu)، مردی است که روی چرخ کوزه گری ساخته شد؛ عاقل.

 

میترایی: گردش خورشید در آسمان ها.

 

هندو: بی پایانی، کمال مطلق؛ نشانه ی ورونا (Varuna) و بعدها ویشنو (Vishnu). چرخ همان خصایص نیلوفر را داراست و مظهر چاکراها به شمار می رود. «چرخ بروج»، صور فلکی، نمایانگر گردش سال، زمان، و زندگی هستند، همه تابع خورشیدند.

 

یونانی- رومی: چرخ شش پرّه نمایانگر زئوس/ژوپیتر (Zeus/ Jupiter) در نقش ایزد آسمان است. چرخ شمسی مظهر ارابه ی خورشید، هلیوس/آپولون ( Helios/Apollo) است، چرخ علامت مشخصه ی دیونیزوس (Dionysos) نیز هست. به گفته پروکلوس(Proclos) چرخ زندگی، دایره ی تولید مثل است، مثل چرخ ایکسیون(Ixion). چرخ نماد سرنوشت نیز هست.

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

دو سو گرا، هم شمسی است و هم قمری، آفریننده و ویرانگر. زمانی که در حال نبرد با مار نشان داده شده است، آسمانی و نیروی شمسی است و در حال ستیز با شیر یا اژدهای شرقی، قمری، و مرتبط با ایزد جهان زیرین؛ قدرت؛ تجلی زمین مادر است.

 

آزتکی: غربی، خورشید در حال غروب، نیروهای زمینی و جهان زیرین.

 

بودایی: یکی از سه مخلوق بی شعور آیین بودای چینی، به معنی خشم، همراه با میمون به معنی آزمند و گوزن به معنی شیدایی عشق.

 

چینی: شاه درندگان و سرور حیوانات زمین. وقتی که یانگ ( Yang) است، ببر جای نماد غربی شیر را میگیرد و مظهر اقتدار، شجاعت، رشادت در نبرد، و بی رحمی لازم برای حفاظت می گردد. آن گاه که در حال ستیز با اژدهای آسمانی یانگ است به یین (Yin) در مفهوم زمین مبدل می شود. این دو با هم نمایانگر قوای ضدین روح و ماده هستند. ببر سومین حیوان از دوازده حیوان بروج طالع است. علامت مشخصه ی قماربازان نیز هست. ایزد ثروت بر ببری سواری می کند که پاسدار صندوقهای پول است، ایزدبانوی باد نیز بر ببر سوار است. ببر نگهبان گورهاست و به زور نبرد ارواح شریر را دور می راند. در معنی موجودی که میتواند در شب ببیند با ایزدان جهان زیرین پیوند می یابد. قمری است زیرا پر شدن ماه نو را به صورت کودکی که از دهن ببر خارج می شود، نشان می دهد- کودک « نیای مردم» یعنی بشریّت است و ببر مظهر نیروهای تاریکی است که نور یعنی ماه نو، از آن  خارج می شود. ببر سفید مظهرسمت مغرب، فصل پاییز و عنصر فلز است، و باید سرش به سوی جنوب و دمش به سمت شمال باشد، ببر آبی رنگ یعنی زندگی نباتی و مشرق و بهار، ببر قرمز به معنای آتش و جنوب و تابستان است، ببر سیاه مظهر آب و شمال و زمستان، و ببر زرد یعنی مرکز و خورشید و حکمران. « سواری گرفتن از ببر» نماد رویارویی و مقابله با خطرات و قوای عنصری است.

 

ژاپنی: در اساطیر ژاپن برای نشان دادن شجاعت و قهرمانان جنگجو به کار رفته است.

 

شمنی: نیروهای فوق انسانی، پیک ایزدان جنگل و مرکب خدایان، جاودانان و جن گیران.

 

علائم نجابت: ببر مظهر بیرحمی و قدرت است.

 

کیمیاگری: در کیمیاگری چینی ببر مظهر قدرت جسمانی است.

 

مصری: نشانه ی جنبه ی هراس آور سِت ( Set) در مفهوم نابود کنند هی اوزیریس ( Osiris) است.

 

هندو: علامت مشخصه ی کشاتریا( Kshatyiyas) طبقه ی سلطنتی و جنگجو. دورگا ( Durga) در معنی ویرانگر، سوار بر ببری است وشیوا ( Siva) در مفهوم مخرّب گاه پوست ببر به تن می کند.

 

یونان: ببرها می توانند جانشین یوزپلنگ های کشنده ی ارّابه ی دیونیزوس/ باکوس ( Dionysos/Bacchus) شوند.

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |