در قدیم میپنداشتند که فضیلت اساسی این سنگ ارغوانی که به رنگ شراب است، جلوگیری از مستی است: واژه ی جمست(améthyste) ریشه ی یونانی دارد: amethustos یعنی « آنکه مست نیست».
به اعتقاد پلین جامهای تراشیده در این گوهر کبود مایل به سرخ که سنگ اعتدال و میانه روی است مانع از مستی میگساران میشوند. جمست همچنین ضد طلسم و جادو بود، خاصه اگر تصاویر خورشید و ماه بر آن حک شده بود و با بندی بافته از پر نرم و کرک طاووس یا پر پرستو بر گردن می آویختندش؛ و نیز خاصیت درمانی داشت و شفای نقرس و علاج بیماری صرع بود و پادزهر هم محسوب میشد.
از سوی دیگر می پنداشتند که جمست زمینه ساز اشراق است؛ از این رو مقدس شمرده میشد، چنانکه مهره های تسبیح را با این سنگ میساختند.
درخشش کبود فام این گوهر که خاصه در مغاکهای ژرفی به چشم می آید که پر از توده های کانی مجوّف است و جمست در میان آنها متبلور شده، می درخشد، جلوه ی اسرار آن است. طیف رنگهای جمست که شامل بنفش گل یاس و بنفش متمایل به ارغوانی و بنفش تیره و ... است، از رنگ آبی تا رنگ سرخ را در بر میگیرد. بنفش رمزهای این دو رنگ را در خود گرد آورده است بنفش پیوند نمادین میان زمین و آسمان است، یعنی قرمزی آتش زمینی را به آبی آسمان میپیوندد. در رنگ بنفش که رنگ آرام و قرار است تندی و تیزی رنگ سرخ، به ملایمت و نرمی میگراید. بنفش، مقاومت سازمان آلی بدن را افزایش می دهد و شهرت دارد که جامه ی بنفش نیرو بخش است.
در افق دایره ی زندگی بنفش در برابر سبز جا دارد و در واقع برخلاف سبز نماد نوزایی بهار نیست، بلکه نشانه ی افول و زوال پاییز یعنی گذار از زندگی به مرگ است. بنابراین چون رنگ مرگ است، گاه به نشانه ی ماتم و عزا به کار می رود، با این همه همچون دور فصول به معنای مرگ و فنای قطعی نیست بلکه نمودار حالتی است که به رستاخیزی نو می انجامد.
در قرون وسطی روزگاری دراز، سوگواران به تناوب ازرق پوش و سفید پوش بودند، و شاهان تا قرن هجدهم بنفش را به نشانه ی عزا بر سفید ترجیح دادند. در چین نیز بنفش رنگ ماتم و عزاداری بود در مقابر مصریان، طلسم ها و تعویذاتی به رنگ بنفش یافت شده است.

