تبليغاتX
مهرآوا

مونیک دو بوکور- رمزهای زنده جان- جلال ستاری

مروارید گوهریست که امروزه فقط به عنوان سنگی گرانبها ارزشمند باقی مانده است، حال آنکه همه ی تمدنهای روی زمین از اقوام و نژادهای مختلف با آداب و رسوم گوناگون اجماعاً درباره ی مروارید معتقدات عدیده داشته اند و اساطیری شگرف پرداخته اند.

در همه ی زبانهای عالم، صفات مروارید بیشمار است، از آن جمله اند: نوشابه ی خدایان که نوشیدنش موجب بیمرگی است، کاسبرگ شبنم، اشگ زن ایزدان نگاهبان چشمه ها و جویبارها، ستاره ی فروافتاده، نگین ماه و...

پیدایی اسرار آمیز این گوهر غلطان و تابناک که در قعر اقیانوس از انجماد ترشحات مخاط بدن نوعی از نرم تنان دو کفه ای به نام صدف مروارید، حول جسمی خارجی به وجود می آید، موجب شده که مروارید نماد برترین کمال و تحقق والاترین امرممکن و نیز طول عمر که از صفات اصلی مروارید محسوب میشود به شمار آید.

مروارید در طول تاریخ، به عنوان نشانه ی قدرت و حسن، زینت بخش تاج و دیهیم و آرایش و زیب و زیور جامه ی شاهان و قیصران و دولتمردان و مهاراجه ها بود است. در خزائن شاهان بزرگ، مرواریدهایی که به علت شکل گرد کروی کامل و گلابی شکل بودنشان یاد آور شبح شگفت و شگرف زن ایزدان دریا و چشمه سار و جویبارند، نهفته است، و درشتی شان از سر سنجاق تا تخم کبوتر است.

امتیاز مروارید خاصه به درخشندگی طبیعی و پرتو تابناک و رنگهای ملایم قوس و قزحی آن است که طیف رنگهای سفید متمایل به پشت گلی (سرخ آب) و سفید عاج گون و سفید متمایل به آبی وسفید سیمین و خرمایی با درخشندگی زرین وسیاه با فروغ سبز ( سیاه آب) وحتی خاکستری را در بر میگیرد.

درباره ی پیدایش مروارید بر کره ی خاکی، افسانه ها هست. در شرق حکایت می کننده که روزی طوفانی، آذرخشی در صدفی افتاد و اینچنین مروارید زاده شد، و ثمره ی نمادین آب و آتش نشانه نیرو و کارمایه ی آسمان گردید.

در ایران لولو شاهوار و خوشاب، قطره بارانی است که از آسمان در درون صدفی که میانه ی دریا به روی آب آمده و دهان باز کرده چکیده است. در ادب فارسی، «نظم لآلی» ( به رشته در کشیدن مروارید، تسمیط) یعنی شعر سرودن و «درّ فشانی» یا « درّ پاشی»  کنایه از سخنان لطیف گفتن و بلاغت و زبان آوری و « درّ یکدانه» یا « درّ یتیم» به معنی اندیشه ی بس ظریف است.

هندوان حکایت میکنند که کریشنا، مروارید را در قعر دریایی ژرف یافت و به دخترش Pandaia در روز عروسی اش پیشکش کرد، و از آن هنگام شهرت دارد که مروارید برای دارنده اش خوش یمن است. در بسیاری از آثارهنری چین، مروارید در دهان مار یا اژدهاییست که آن را از نهانگاهش در قعر دریا بیرون آورده است و قصه های وهم آلود چینی، از وصلت اسرار آمیز مروارید با آن موجودات عجیب الخلقه حکایت میکنند.

این گوهر که نشانه ی ماه و آب و زنانگی است، واجد خواصّ « مبّهی و موجب بارگیری و آبستنی» نیز پنداشته شده و علاوه بر آن داروی « جنون و مالیخولیا» که بیماری های قمری و برانگیخته ی قرص قمر به شمار رفته، به حساب آمده است.

مردمان در گذشته، مروارید را برای خواص درمانی آن به کار میبردند، و خاصه باور داشتند که مروارید درمان بیماری چشم و زخم معده و جذام است و محلول سوده ی آن در آب لیمو یا ترشی، پادزهر. بعلاوه می پنداشتند که مروارید این خاصیت را دارد که به مرده، الی الابد، قدرت و نیروی طبیعت و کیهان را می بخشد و از اینرو ،در گورستانهای کهن و باستانی، مقدار عظیمی مروارید یافت شده است و به عنوان مثال در بعضی مقابر لائوس، مردگان با کلاه و کمربند و جامه مروارید نشان دفن شده اند.

درگورستان شاهان خاندان Han در چین، برای جلوگیری از فسادو تلاشی اجساد، سوراخهای گور را با سنگ یشم، خوراک خدایان که وسیله ی بازگشت مرده به زندگی میشد میبستند، اما در دهان مرده، مروارید می گذاشتند ت موجب نوزایی وی در عالم ماوراء باشد.

در فلورید و نیز در مصر دوران کلئوپاترا، در کنار مومیایی مردگان سبدهایی پر از مروارید و نیز گردنبند های مروارید یافته اند؛ گردنبند هایی که با دانه های « این گلهای بیمرگی» ساخته شده، یعنی به رشته کشیدن مروارید، به معنای پیوند و اتحاد و گردآمدن مردمان بود.

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

مونیک دو بوکور- رمزهای زنده جان- جلال ستاری

الماس که نشانه ی کمال و شکوهمندی است، به علت شدت و قدرت «نور متراکم» و بیرنگی شفافش که گاه متمایل به خاکستری کبود و یا سبزفام است، «شاه گوهرها»، « گوهر شاهوار» نامیده شده است. این گوهر گرانبها، یادآور تابندگی ستارگان است که الماس غالباً به آنها تشبیه شده است، چنانکه نوعی الماس « ستاره سهیل» و انواعی دیگر «کوه نور» و « اکسلسیور» نام دارند. این گوهر به علت درخشندگی و سختی بسیار و  استواری، در بعضی سنن، بخشی از « مرکز» و محور عالم تلقی شده است یعنی رکن رکینی که جهان بر آن قرار گرفته سات.

تخت بودا ازالماس بود. در بودیسم تانترایی، الماس به علت برندگیش، نماد قدرت روحانی ایست که همه رابه تمکین وا میدارد.

تراش الماس در پایان قرن پانزدهم باب شد و بنابرانی الماس از آن تاریخ، به صورت زیب و زیور در آمد و گردنبند و سینه ریز الماس و رشته دانه های الماس، ستایش مبالغه آمیزی برانگیخت. الماس مشهور به «الماس خاندان مدیچی» مظهر حکمت و جهانمداری آن خاندان بزرگ فلورانسی بود. این گوهر گرانبها نماد وفاداری و پختگی و بالندگی و پایداری در برابر دشمن نیز هست.

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |