تبليغاتX
مهرآوا

دو سو گرا، هم شمسی است و هم قمری، آفریننده و ویرانگر. زمانی که در حال نبرد با مار نشان داده شده است، آسمانی و نیروی شمسی است و در حال ستیز با شیر یا اژدهای شرقی، قمری، و مرتبط با ایزد جهان زیرین؛ قدرت؛ تجلی زمین مادر است.

 

آزتکی: غربی، خورشید در حال غروب، نیروهای زمینی و جهان زیرین.

 

بودایی: یکی از سه مخلوق بی شعور آیین بودای چینی، به معنی خشم، همراه با میمون به معنی آزمند و گوزن به معنی شیدایی عشق.

 

چینی: شاه درندگان و سرور حیوانات زمین. وقتی که یانگ ( Yang) است، ببر جای نماد غربی شیر را میگیرد و مظهر اقتدار، شجاعت، رشادت در نبرد، و بی رحمی لازم برای حفاظت می گردد. آن گاه که در حال ستیز با اژدهای آسمانی یانگ است به یین (Yin) در مفهوم زمین مبدل می شود. این دو با هم نمایانگر قوای ضدین روح و ماده هستند. ببر سومین حیوان از دوازده حیوان بروج طالع است. علامت مشخصه ی قماربازان نیز هست. ایزد ثروت بر ببری سواری می کند که پاسدار صندوقهای پول است، ایزدبانوی باد نیز بر ببر سوار است. ببر نگهبان گورهاست و به زور نبرد ارواح شریر را دور می راند. در معنی موجودی که میتواند در شب ببیند با ایزدان جهان زیرین پیوند می یابد. قمری است زیرا پر شدن ماه نو را به صورت کودکی که از دهن ببر خارج می شود، نشان می دهد- کودک « نیای مردم» یعنی بشریّت است و ببر مظهر نیروهای تاریکی است که نور یعنی ماه نو، از آن  خارج می شود. ببر سفید مظهرسمت مغرب، فصل پاییز و عنصر فلز است، و باید سرش به سوی جنوب و دمش به سمت شمال باشد، ببر آبی رنگ یعنی زندگی نباتی و مشرق و بهار، ببر قرمز به معنای آتش و جنوب و تابستان است، ببر سیاه مظهر آب و شمال و زمستان، و ببر زرد یعنی مرکز و خورشید و حکمران. « سواری گرفتن از ببر» نماد رویارویی و مقابله با خطرات و قوای عنصری است.

 

ژاپنی: در اساطیر ژاپن برای نشان دادن شجاعت و قهرمانان جنگجو به کار رفته است.

 

شمنی: نیروهای فوق انسانی، پیک ایزدان جنگل و مرکب خدایان، جاودانان و جن گیران.

 

علائم نجابت: ببر مظهر بیرحمی و قدرت است.

 

کیمیاگری: در کیمیاگری چینی ببر مظهر قدرت جسمانی است.

 

مصری: نشانه ی جنبه ی هراس آور سِت ( Set) در مفهوم نابود کنند هی اوزیریس ( Osiris) است.

 

هندو: علامت مشخصه ی کشاتریا( Kshatyiyas) طبقه ی سلطنتی و جنگجو. دورگا ( Durga) در معنی ویرانگر، سوار بر ببری است وشیوا ( Siva) در مفهوم مخرّب گاه پوست ببر به تن می کند.

 

یونان: ببرها می توانند جانشین یوزپلنگ های کشنده ی ارّابه ی دیونیزوس/ باکوس ( Dionysos/Bacchus) شوند.

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |

 

ترکیب خصوصیات متفاوت چند جانور در یک موجود خیالی که بر سایر امکانات خلقت، توانهای بالقوه، و نیز رهایی از اصول قراردادی عالم پدیده اشاره دارد. هیولاهای مرکب از چند موجود، نماد آشفتگی آغاز کیهان یا نیروهای مهیب و موحش طبیعت هستند. گاه دو درنده ی افسانه ای یا بالدار در دو سوی درخت حیات تصویر می شوند و بیشتر در نقش نگهبانان دوازه ها یا گنجها و نیز ثروت زیرزمینی یا معرفت سرّی به کار می روند. یولاهای ترسناک، نیروهای شر یا آشفتگی را در جهان یا نفس بشر می نمایانند، و یا نماد بیماری همه گیر و نیروهای مخرّبند. آنها معمولاً به دست ایزد یا پهلوای چون مردوک خالق و غالب بر تیامت (Tiamat) که مظهر آشفتگی آغازین است کشته می شوند؛ تزه (Teseus) و مینوتور (Minotaur) ، یا قهرمانان اژدها کش، پیروزی نظم بر بی نظمی، خیر بر شر یا نور بر تاریکی را نمایش می دهند. آرواره های گشوده ی هیولا مظهر دروازه های دوزخ یا ورودی جهان زیرین است.

 

آممیت (Amemait) : مرکب از شیر، تمساح واسب آبی، به معنی بلعنده و عقوبت است.

 

آمفیس بئنا ( Amphisbaena) : شبیه به باسیلیسک اما در هر دو سوی بدنش سری ارد و ضمناً می تواند در آن واحد به دو سو بنگرد.

 

آناته ( Anata) : مار غول پیکری که ویشنو ( Vishnu) پیش از آفرینش کیهان روی آن میخوابید.

 

ابولهول ( Sphinx) : مرکب از سر مرد یا زن، بدن گاو نر، پاهای شیر و بالهای شاهین، مظهر ترکیب چهار عنصر ونماد راز، نیروی شمسی و معمایی است.

 

اپینیکوس/ اپیماکوس ( Opinicus/ Epimacus) : نوعی شیردال ( Gryphon) با بدن و پاهای شیر، سرو گردن و بالهای شاهین، دم شتر، گاهی بدون بال تصویر می شود، از نماد شیردال اقتباس شده است.

 

اژدها ( Dragon) : اشکال متنوعی دارد، کلاً در غرب مظهر نیروهای شر و در شرق مظهر نیروهای سودمند است.

 

باسیلیسک / ککاتریس ( Basilisk/ cockatrice) : مرکب از پرنده و خزنده، با سر و چنگالهای پرنده و بدن مار، زمانی به آمفیس بئنا مبدل میشود که دم به سر دیگری منتهی گردد. در مسیحیت دیو یا دجال، یکی از چهار صورت اهریمن است.

 

بهیموت ( Behemoth) : معمولاً به صورت اسب آبی تصور می شود، مظهر نیروی زمین در تقابل با لویاتان ( Leviyathan)، نیروی دریا و زیز ( Ziz) نیروی هوا.

 

بنهو/ بنو (Benhu/ Bennu ) : گاه با ققنوس یکی شمرده شده است، تجسم گوشتمند شده ی روز اوزیریس ( Osiris).

 

بز- ماهی ( Capricornus) : نیمه بز، نیمه ماهی، انقلاب زمستانی. شکلی از ائا- اوآنس بابلی، (( سرور ژرفای دریا))

 

پری دریایی ( Merimaid) : نیمه زن- نیمه ماهی، الوهیت آبها.

 

پگاسوس ( Pegasus) : اسب بالدار، ترکیب طبیعت عالی و دانی که به سوی طبیعت عالی گرایش دارد، در ارتباط با خورشید.

 

تیامت ( Tiamat) : هیولای ژرفا، آشفتگی آغازین، آبها، تاریکی.

 

تریتون ( Triton) : یک نوع پری دریایی، نیمه انسان، نیمه ماهی، که یک شاخ یا صدف مارپیچ در دست دارد و یا در آن می دمد و قوای آبها را کنترل می نماید.

 

تک شاخ ( Unicorn) : حیوانی یکشاخ با بدن اسب یا گوزن، نماد جنس مؤنث، اصل قمری، عفت، پاکی.

 

تنگو ( Tengu) : مردی با سر و بالهای پرنده و پاهای پنجه دار، تجسم جنگ.

 

دهانه ی اژدر- گارگویل- ( ناودان کله اژدری) ( Gargoyles) : سرهایی غول پیکر ، اعم از انسان، حیوان یا درندگان، مظهر ارواح شریر گریزان از کلیسا، یا نیروهای عینیت یافته ی شر یا فرار نیروهای شر.

 

رُخ ( Roc) : پرنده ای عظیم، مرغ طوفان، با باد و نور همراه است، باد به لحاظ سرعت بالزنی و نور به سبب پروازش. مطابق با سنت عرب تنها در کوه قاف- محور کیهان- وجود دارد، در ارتباط با خورشید و آسمان.

 

زو ( Zu) : مرغ طوفان، دزد سومری الواح تقدیر که اهدایی قادر مطلق بود.

 

زیز (Ziz) : پرنده ای عظیم، نیروی هوا، همراه با بهیموت در زمین و لویاتان در آب.

 

سربروس ( Cerberus) : سگ عظیم الجثه ی سه سر، مظهر تثلیث جهان زیرین، نگهبان ورودی جهان زیرین.

 

سگ آسمانی ( Celestional dog) : تایین کو ( Tien kou)، ویرانی، مصیبت، خسوف و کسوف، تغییرات جوّی.

 

سمندر (Salamander) : معمولاً شبیه اژدها ویا سوسماری کوچک و بی بال مجسم شده است. گاهی اوقات شبیه سگی است که از میان شعله ها می جهد. عنصر آتش.

 

سیرن (Siren) : پرنده ای با سر زن، گمراه کنندهی دریا نوردان، با آیین تدفین درارتباط است. لارها و فلوت ها از منسوبین سیرن ها هستند، آنها تجسم قوای اغواگر حواس و حیله هستند.

 

سیلا ( Sylla) : با کاریبد ( Charybids) هیولای دریای سیسیل همراه است. در اصل یک حوری زیبا بود، اما بعدهابه هیولایی شش سر با سه ردیف دندان مبدل شد، گردنها به شکل ناموزونی بلند هستند، سیلا و کاریبد همراه هم نماد گذرگاه خطرناک و قوای آب هستند.

 

سیمرغ/ سرمُرو ( Simurgh/ Sermurv) : ترکیبی از طاووس، شیردال، شیر و سگ، او آسمان است. واسطه ی دو جهان، ستیز، دورویی، موذیگری.

 

شیردال ( Gryphon) : مرکب از سر عقاب و بدن شیر، به معنای خورشید، جلال خورشید، قدرت، هوشیاری، انتقام، شیردال بدون بال مذکر است.

 

شیمر ( Chimera) : مرکب از سر و یال و پاهای شیر، بدن بز و دم مار و به معنای طوفان و بادها؛ خطرات روی زمین و دریا، لاوجود است.

 

ققنوس ( Phoenix) : پرنده ای افسانه ای که از میان شعله ها بر می آید، مرگ و رستاخیز، نوزایی به کمک آتش.

 

کالاماکارا ( Kala- Makara) : مرکب از شیر و ماکار یا تمساح، به معنای شمسی و نیروی آبها است.

 

کاریبد ( Charybdis) : هیولای آبهای خروشان یا گرداب که آب دریا را می بلعید و دوباره  آن را قی می کرد، در کنار سیلا، هیولای دیگر دریای سیسیل نماد تنگه ی خطرناک است.

 

کی- لین ( Ky-Lin) : یین( yin) و اینگ ( Yang) ، گاهی با تکشاخ یکی انگاشته می شود. هم نر است و هم ماده، حفاظت، پاکی ذات، ماهیت پنج عنصر.

 

گارودا ( Garuda) : پرنده ی زندگی، گاهی اوقات با ققنوس یکی انگاشته شده است، به معنی خورشید، آسمان، پیروزی، گردونه ی ویشنو، خالق و ویرانگر همه چیز است . او کامل شده و بالغ از تخم بیرون می آید و روی درخت حیات برآورنده ی آرزوها لانه دارد. با ناگاها (Nagas) می جنگد.

 

گریلی ( Grilli) : همانند شیمر است.

 

گورگون ( Gorgon) : سه گورگون، دارای سر زن و گیسوانی از مار هستند، جنبه ی هراس انگیز مادر کبیر در نقش ویرانگر، وحشت.

 

لامیا ( Lamia) : ملکه ای ظالم که به هیئت درنده در آمده است، همانند سیرن ها دارای نماد ماهی است.

 

لئوگریف ( Leogryph) : مرکب از شیر و مار یا شیردال، به معنی فریب، جنبه ی هراس انگیز مادر کبیر در نقش مایا ( Maya).

 

لویاتان ( Levithan) : ماهی عظیم الجثه، (( که ماری بدشکل است)) ، هیولای اقیانوس و آشفتگی آغازین، مار و نیروی ژرفا، همراه با بهیموت، نیروی زمین وزیز نیروی هوا.

 

لیندورم ( Lindworm) : یک ویورن یا اژدهای بدون بال، جنگ و بیماری همه گیر.

 

ماکارا ( Makara) : مرکب از ماهی و تمساح یا فیل، هیولای دریای که ورونا ( Varuna) ، ایزد ژرفا آن را رها کرد.

 

مینوتور ( Minotaur) : مردی با سر گاو نر، هوسهای رام نشده ی طبیعت، بیماری مسری.

 

ناگا (Naga) : مار چند سر، نگهبان گنجها و معرفت سری، شاهان و شاهبانوان مار، نیروی حیاتی آبها، طبیعت سودایی مرداب سان.

 

سانتور ( Centaur) : نیمه انسان و نیمه اسب. پیکان و کمانی کشیده در دست دارد، صورت فلکی قوس.

 

نیم گاو ( Bucentaur) : نیمه انسان و نیمه گاو، طبیعت دوگانه ی انسان.

 

وی ورن ( Wyvern) : مار یا اژدهای بالدار،اما مانند شاهین فقط دو پا دارد، خبر رسان جنگ و بیماری مسری.

 

هارپی ( Harpy) : دارای سر و سینه های زن با پنجه های کرکس، تداعی گر مرگ ناگهانی، گردبادها و طوفانها، جنبه ی ویرانگر اصل مؤنث.

 

هیپوگریف ( Hippogryph) : نیمه اسب، نیمه شیردال. شمسی، چراکه اسب های بالدارِ ارابه ی آپولون بودند.

 

هیپولکتریون ( Hippolectryon) : نیمه اسب، نیمه خروس، شمسی.

 

هیدرا ( Hydra) : اژدها یا ماری هفت سر، نابینا، نیروی حیاتی حیوانی.

 

هیولاهای دریایی ( Marin Monsters) : معمولاً نماد ژرفای غیر قابل سنجش هستند. آشفتگی آغازین یا نیروی الهی عینیت یافته.

+ نوشته شده توسط شمیم ولیان |