<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مهرآوا</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/</link>
<description>پرستش به مستیست در کیش مهر...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 05 Nov 2009 19:57:30 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ضدها در بندهش</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;چنان (گویند) که اهریمن بر (ضد) هرمزد؛ اکومن بر (ضد) بهمن؛ اَندر بر (ضد) اردیبهشت؛ ساول بر (ضد) شهریور؛ ناگهیس که ترومَد(ش) نیز خوانند بر (ضد) سپندارمذ؛ تریز بر (ضد) خرداد و زَریز بر (ضد) امرداد؛ خشم بر (ضد) سروش؛ دروغ میهوخت بر (ضد) راستی؛ سخن جادوئی بر (ضد) مانسرِپاک؛ اندیشه ی بد و گفتار بد و کردار بد بر (ضد) اندیشه ی نیک و گفتار نیک و کردار نیک؛ اَستویهاد، که وای بدتر خوانده شود، بر (ضد) رام که وای نیکوست؛ وَرَن بیراه بر (ضد) آسن خرَد؛ اَشکُنی، که انکار است، بر (ضد) مینوی توجه؛ اَژگَهانی بر (ضد) کوشائی؛ بوشاسپ بر (ضد) خواب؛ کین بر (ضد) آشتی؛ درد بر (ضد) رامش؛ گند بر (ضد) خوشبویی؛ تاریکی بر (ضد) روشنایی؛ زهر بر (ضد) انوش؛ تلخی بر (ضد) شیرینی؛ پستی بر (ضد) رادی؛ تباه گری بر (ضد) آفرینش بخردانه؛ زمستان بر (ضد) تابستان؛ سردی بر (ضد) گرمی؛ خشکی بر (ضد) خَویدی؛ دوزخی بودن بر (ضد) بهشتی بودن؛ تبهکاری بر (ضد) درستکاری؛ اَشموغی بر (ضد) تقوی؛ پیری بر (ضد) جوانی؛ شب بر (ضد) روز؛ ناآمرزیداری بر (ضد) بخشایش؛ گَناگی، که از میان بردن است، بر (ضد) افزونی؛ ریمنی بر (ضد) پاکی؛ پلیدی بر (ضد) طهارت؛ ناخرسندی بر (ضد) خرسندی؛ دیگر ارواح دیوی بر (ضد) ارواح ایزدی، مانند دیوان، دروجان، جادوان و مَزَنی ها بر (ضد) ایزدان، بَغان و امشاسپندان. در گیتی نیز تیرگی بر (ضد) آسمان؛ تشنگی بر (ضد) آب؛ پلیدی و خِرَفستر و وَزَغ بر (ضد) زمین؛ کرم بر (ضد) گیاه؛ گرسنگی و تشنگی بر (ضد) گوسفندان؛ مرگ و سیج و تنگسالی و دردِ گونه گونه بر (ضد) مردمان. نیز سپاردن سوزش بر تنِ آتشان، آن که مردم و گوسپند را بخشکی سوزانَد. به صورت مادی: شیر و گرگان سردگانِ دزد بر (ضد) سگان و گوسفندان؛ وزغ بر (ضد) ماهیان؛ بوف با دیگر خرفسترانِ پردار بر (ضد) مرغان؛ اَشموغانِ تبهکار بر (ضد) مردان پرهیزگار؛ جهی بر (ضد) زنان؛ زیناوندیِ بد بر (ضد) ایزدان جهان مادی آمدند. در سپهر نیز مهر تاریک بر (ضد) خورشید؛ ماه تاریک بر (ضد) ماهِ گوسفند تخمه آمدند. ایشان را (خورشید و ماه) به هم پیمانگی بر گردونه ی خویش بستند. دیگر جادوان و پریان، با اباختران هرزه ی مرگ آور، بر (ضد) اختران: هفت اباختر سپاهبد بر (ضد) اخترانِ (سپاهبد)؛ چون تیر(اباختری) بر (ضد) تیشتر؛ هرمزد اباختری بر (ضد)هفتورنگ؛ بهرام اباختری بر (ضد) ونند؛ اناهید اباختری بر (ضد) سَدویس؛ کیوان، که سپاهبدان سپاهبدِ اباختران است؛ بر (ضد) میخ میان آسمان؛ گُوزَهر و نیز موش پریِ دنب دار بر (ضد) خورشید و ماه و ستارگان آمدند. خورشید موش پری را به هم پیمانگی به گردونه ی خویش بست که تا گناه کردن کمتر تواند؛ (زیرا) اگر هرزه شود، تا بازگرفتن، بس بدی بخشد. در ابرپایه نیز اسپنجروش بر (ضد) آتش وازِشت؛ اَپوش دیو بر (ضد) تیشتر و همکاران تیشتر آمد. دیگر بیشمار چشمگان دیوان بر (ضد) ایزدان باد و باران ساز آمدند. ایشان را تفصیل دراز است. حرکت و نبرد ایشان در بهیزه و درنگ به اختر شماری نیز پیداست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 19:57:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهرگان</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=5&gt;مهرگان مبارک&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 15:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوگانه باوری در مذاهب و باورهای ایران باستان</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ایران کشور باستانی دوگانه باوری است. به نظر ارسطو و پلوتارک چنین بود. امّا دوگانه باوری، گونه های بسیار دارد. دوگانه باوری مانی ژرفتر و در جهتی سوایِ دوگانه باوری زرتشت است، هرچند ریشه در آن دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوگانه باوری گرایش بسیار دیرینه ای بودکه به اشکالی گوناگون در می آمد، به ویژه به شکل ستیزه جویانه. این گرایش، همان اندازه قدیمی است که گرایش یکتاپرستی، و اشکال گوناگونی از آن را می توان پیش از زرتشت که تمام آنها را با هم پیوند داد ملاحظه کرد. یکی روشنی و تاریکی را در مقابل هم قرار می دهد، دیگری اهوره هاو دیو ها را، یا زندگی و نازندگی را، یا نیک و بد را، و غیره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;خصیصه ی روشنایی، وضوح است و عیان نمودن. عناصر وهمی از آشکاری و وضوح می گریزند و معمولاً در تاریکی و نیمه تاریکی، نمود کلی و شبحی از خود نشان می دهند و از دیده شدن آشکار و شناخته شدن کامل و مستقیم بیزار و گریزانند. در واقع خصلت شناسانندگی و آشکارسازی روشنایی است که آنها را گریزان می کند، نه خود روشنایی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;جدال و کشمکش خیر و شر، با بوجود آمدن انسان، به هستی راه پیدا کرد و شاید از همان موقع، موجودیت و تجسم بیرونی یافت. اسطوره هابیل، نماد خیر انسانی و اسطوره ی قابیل، نماد شر انسانی شد. اسطوره ها و افسانه ها منبع انرژی خلاق و زاینده خود را از این دو (خیر و شر) گرفته اند و می گیرند. خط مشترکی که تمام افسانه ها را از دیرباز تا کنون به هم پیوند می دهد، همان خط جدال خیر وشر است که دو صف و دو ستون اصلی افسانه ها را تشکیل می دهد. نیروهای شر در یک سو قرار گرفته اند و در برابر نیروهای خیر صف آرایی می کنند و با هم می جنگند و باز محور مشترک تمام افسانه ها بر پیروزی خیر و نابودی شر قرار گرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;اوستا مثل بیشتر مجموعه های اساطیری، اسطوره های را که به شکلی کم و بیش نمادین نیروهای روشنی و تاریکی را درگیر هم می کند نگه داشته است. مثلاً پسر پروردگار خردمند با اژدهای سه سر، اژی دهاکه، برای به دست آوردن فرّ شاهی، نماد درخشان اقتدار شاهان، پیکار می کند. پیام زرتشت تمام این پیکارها را در بطن ستیزه ی گسترده- ای جا می دهد که انسان ها همگی باید در آن سهیم باشند. صورت اهریمن و اهورامزدا یکی در صورت حیوانی زشت و کریه و دیگری در حالتی زیبا بیانگر تشبیهی است که مضامین اصلی هنرهای اساطیری ایران را از آغاز تا عصر هخامنشی- و بعد از آن تا عصر ساسانی با تغییراتی- به وجود آورده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;دو گانه انگاری که شالوده ی همه ی یزدان شناسی های ایران پیش از اسلام است، گاه حیرت انگیز و سردرگم کننده است. نیروی شر و بدی به اندازه ی نیروی خیر و نیکی تواناست گاه حتی نیروی سازنده است و خدایان بزرگ برای چیره شدن بر او به یاری خدایان کوچک تر نیاز دارند. امّا چنین ضدیت هایی در عین اینکه به کاری تبیین همه ی تناقض های پیچیده ی هستی می آیند دوره های متناوبی را هم که بشر در زندگیش پیش رو دارد توضیح می دهند، و نیز چرخه ی بی پایان روز و شب، خشکسالی و بارندگی، زمستان و تابستان، به صورت خدایان چند گانه ی ایرانی تشخّص و تجسّم یافته اند. از این میان وایو، ایزد بادها، بهترین نمایاننده ی ضدیت های جبلی هستی است. او اگر چه بازوی راست نیرومند اهورامزداست، قلمروش در واقع تهی جایی است که نیکی و بدی در آن با هم رویارو می شوند: جنگ و رقابت مایه ی هستی اوست. امّا ستیزه میان نیکی و بدی، روشنایی و تاریک، هرگز به فرجام قطعی نخواهد رسید، زیرا این ستیزه سر چشمه و انگیزه ی هستی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;باور زردشت این بود که نیروی توان فرسا در جهان و نیز در روان های آدمیان میان نیروهای خیر و شر جریان دارد. او دو گروه روان های متضادرا مشخص می کند که از آغاز زمان در کشاکش با هم اند و در پس هر یک ازین گروه ها در یک سو سپاهی از ایزدان و فرشتگان ایستاده اند و در سوی دیگر، درسوی شرّ و بدی و زشتی، انبوهی از دیوها. انسان ها یاران اهورامزدایند در نبرد او با اهریمن که شکست دادنش هدف و مقصد آفرینش است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;یکی از مهم ترین مضامین هنر ایرانی- زرتشتی، تنازع و تعارض اهورامزدا و اهریمن است که در عقاید اوستایی و اساطیری ایرانیان اهمیت به سزایی دارد. از اینجا ایرانیان قدیم همواره با تاریکی و ظلمت در ستیز بوده اند و بالطبع توجه به نور اساس هنر آنان را تشکیل می دهد. اساساً در تفکر زرتشتی جهان جسمانی تمثل عالم روحانی یا نور است، و به یک اعتبار، از آنجا که اهریمن به جهان جسمانی نزدیک است، مبدأ ظلمت، و اهورامزدا که به عالم روحانی قریب است، مبدأ نور محسوب می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;به گفته ی بُندهِش: هر دو آفریننده از ازل وجود داشته اند؛ از دیالکتیک (جدل) آنها همه چیز جهان شکل گرفته است، به طوری که طبیعتی که در هر بخش از جهان مشاهده می شود همه خوب است و هم بد. این طبیعت با خود در تعارض است و متصّف به صف بی نظمی. امّا این دو آفریننده تا ابدالاباد باقی نمی مانند. در پایان- پایانی که اجتناب ناپذیر است- انگره مینو که همان نیروی تاریکی و بدی است همراه با تمامی آفریدگانش نابود می شود. این نابودی طی بحرانی صورت می گیرد که برای نوسازی جهان پدید آمده است و همه ی تاریخ رو به سوی آن دارد و همه ی آدمیان برای تحقق این هدف قاطعانه فراخوانده شده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;در گاهان (بخش کهن تر اوستا) سپند مینو (روح مقدس و جلوه ی اورمزد) و انگره مینو ( روح خرابکار، اهریمن) چون دو همزاد به شمار می روند و سپس اورمزد مستقیماً در برابر اهریمن قرار می گیرد ،بعد ها در باورهای زروانی (احتمالاً از دوران هخامنشی به بعد) اصل این دو را یکی می دانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;زرتشت اعلام داشت ، دو علت و یا دو اصل ابتدایی به نام«مینیو» وجود دارد که اگر چه در تحت فرمان اهورامزدا است، خود مستقلاً ضد هم به فعالیت می پردازند و اینها عبارتند از: سپنتا مینیو (روح افزایشی) و انگره مینیو(روح کاهشی). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گلدنر سپنتامینو را روح القدس ترجمه نموده و آن را با اهورامزدا برابر می داند. در تفسیر وی اهریمن و اهورامزدا یا سپنتامینیو و انگره مینیو به صورت و روح از آغازگیتی در مقابل هم قرار می گیرند و با این تعبیر ثنویت دین زرتشت پایه گذاری می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;لومل نظر گلدنر را درباره ی همسانی سپنتامینیو و اهورا مزدا نپذیرفته و معتقد است که دو روح سپنتامینیو و انگره مینیو یا بنا بر تعبیر او، روح هوشمند و روح شرور، در مرحله پایین تر از اهورامزدا قرار دارند. او می نویسد: آنچه نسبت همزاد بودن انگره مینیو و سپنتامینیو را در کلام زرتشت مشخص می سازد آن است که زرتشت برای نفوذ بخشیدن و روشن ساختن سخن خویش این مفهوم را به کمک گرفته تا تقارن این دو متعارض و تمایل نزدیک اضداد و بلاواسطگی شدید برخورد آنها را توضیح دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;جکسون می نویسد دوآلیسم مسلماً بین ایرانیان و حتی آریایی های هند و ایران قبل از زرتشت وجود داشته ولی شکل و بیان زرتشت بکلی نو و مختص خود اوست. ثنویت اویک دوآلیسم توحیدی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;دکتر کارتر می نویسد: «اهریمن یا انگره مینیو برترین امیری در بین ارواح شریر است. او خالق شر و زشتی و مقابل و رقیب اهورا مزداست. درحالی که اهورامزدا فقط نیکی خلق می کند. اهریمن از ازل با اهورامزدا وجود داشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;بارتولرمه معتقد است که اصطلاح خدا و شیطان در مقابل هم ساخته ی اوستای منحرف است، زیرا زرتشت برای آن که خدایان قدیم ایرانیان را از خاطرشان خارج ساخته و آنها را  به یک خدای واحد متوجه سازد، خدایان قدیم یا دئو را به خدایان دروغ یا بت، تنزل داد و اهورامزد را در مقابل خدایان کاذب یا بت ها قرار داد. امّا بعد هاکه مذهب از مسیر اصلی بکلی منحرف شد، این تقابل به صورت خشن در آمد و خدا و شیطان در مقابل هم قرار گرفتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;بارتولرمه درباره ی توجیه سپنته مینیو و انگره مینیو چنین نظر می دهد که زرتشت دو دنیای حقیقت و دروغ را مطرح ساخته است که چون عوالم نور و ظلمت از هم متمایزند. این دو جهان از ابتدای حیات در کنار هم به صورت قلمرو ارواح پاک و شریر وجود داشهت اند. این جفت همزاد از ازل با هم در حال منازعه بوده و برای افزایش قدرت خویش به تکثیر پیروان خود می پردازند. به همین جهت در گاتاها آمده که دیوان هنگامیکه به مشورت پرداختند خود را به دست فریب سپردند تا جانب روح شریر را بگیرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;مارتین هاوگ یکی از اولین کسانی است که به صراحت اشتباه معتقدین به ثنویت دین زرتشت را اعلام کرد و متوجه این واقعیت شد که در گاتاها هرگز اهریمن در مقابل اهورا مزدا نبوده و تنها خالق اهورامزداست. سپنته مینیو و انگره مینیو دو قدرت سازندگی و تخریبی خداوندند که موجد ظهور پدیده های جهانند و چون شب و روز قابل تجزیه نیستند. اومعتقد است که با گذشت روزگار و تحریف عقاید این دین دستخوش تغییر و انحراف گردید و رو به فساد گذاشت. در این حال سپنته مینیو با اهورامزدا یکسان تصور شد و انگره مینیو در مقابل آن و این و به صورت دو پدیده متصل توجیه شد و با این برداشت ثنویت به وجود آمد که در نخستین فرگرد وندیداد به خوبی دیده می شود. عکس العمل این دو گانه پرستی، باعث تقویت آیین زروان، که نوعی یکتا پرستی بود، گردید. آیین زروان در دوران ساسانیان رواج کامل یافت، بطوری که بسیاری از محققین زروان گری را با دین زرتشت اشتباه نموده و آنها را یکی گرفتند و زروان اکرنه را که مغان غربی به آن معتقد بودند در دین زرتشت وارد کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;محققین اسلامی نیز اعتقاد به اورمزد و اهریمن یا خدای نیکی و زشتی را از اصول عقاید زرتشتیان دانسته اند. الغزالی فقیه مشهور اسلامی در باب دین مغان می نویسد: «مغان نور مطلق را می پرستند که شامل تمام انوار است. آنها معتقدند که آن خدای جهان است و همه ی نیکی ها به او نسبت داده می شود. ولی چون می بینند که در جهان بدی هم وجود دارد، نمی خواهند آنها را به خدای خود نسبت داده و مایلند خداوند را از شر بدور نگاه دارند. پس جنگ بین نور و تاریکی را مطرح می سازند و اصل جهان را به این دو منسوب می نمایند و آنها را گاهی خدا و گاهی اهریمن می گویند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;این دو گوهر یعنی نیکی و بدی مینوی اند و با اندیشه بستگی دارند زیرا سنجش نیک و بد با انسان است و وجود خارجی ندارد. این دو از آغاز با هم جفت و همزاد بوده و در عالم اندیشه و رویا پدید آمدند. دو فروزه ی نیکی  بدی از آغاز در نهاد آدمی وجود داشته و در اندیشه و گفتار و کردار هویدا می گردند. به عبارت دیگر، سرچشمه و بنیاد تمام گفتار و کردار نیک و پسندیده و یا زشت و پلید اندیشه ی انسان است. خداوند به انسان نیروی اندیشه و تمیز نیک و بد داده است تا در گزینش نیک و بد عقل خود را به کار برده و راه را از چاه باز شناسد. کسانیکه زرتشتیان را به دوگانگی متهم می سازند و اهورامزدا و اهریمن را در برابر هم قرار می دهند باید به یسنا توجه نمایند تا بفهمند پیمبر بزرگ ایران نیک و بد را زائیده ی اندیشه ی بشر دانسته و آنها را دو گوهر همزاد و لاینفک شناخته است و اهورامزدا را تنها پروردگار دانای مطلق و سرچشمه ی تمام نیکویی ها و سزاوار ستایش و نیایس و هیچگاه او را رقیب اهریمن نمی شناسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;قریب به اتفاق اوستا شناسان با این نظریه که دین زرتشت یک مکتب دوآلیستی بوده که جنگ اهریمن و اورمزد را مطرح ساخته است، موافق نیستند. قلیلی هم که ثنویت پیام زرتشت را می پذیرند، کوچکترین دلیلی از گاتاها ارائه نکرده بلکه به اوستای متاخر متکی می شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;در پیام زرتشت برداشت خیر و شر با شعور و دانایی بشر ارتباط مستقیم دارد. دانا راستی را بر می گزیند نه نادان. در هیچ سرودی، جنگ اهورامزدا و اهریمن مطرح نشده، و بحث تنها در چگونگی پدیدار شدن دو پدیده ی منشی خیر و شر است و انتخاب آن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 22:30:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاروت2</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چهار شیئ مقدس (&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;grail&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;)&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;افسانه های جام مقدس نخستین بار بین عامه ی مردم توسط دستنوشته های لاتین جئوفری دومونموت &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Geoffrey de Monmouth&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; کمی بعد از سال 1130 میلادی منتشر شد، او از چهار شیئ مقدس یا جام مقدس &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;grail hallows&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; سخن میگوید. واقعیت مطلب در روایات گوناگون متفاوت است ولی اغلب آنها در روایت منقول در زیر متفق القول هستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخستین شیئ کاسه ای ست که عیسی مسیح در آخرین شام به دست گرفته و میگوید این کاسه ی غذا را دور بگردانید تا هر کس هر چه میخواهد از آن بخورد. دومین آنها، یک شمشیر روحانی است. این شمشیر افسانه ای نماد قدرت و حکومت شاه داود است و در عهد عتیق به آن اشاره شده است. سومین شیئ،نیزه ی مقدس است. گفته میشود آن نیزه لونژینوس سرباز رومی بود که با آن پهلوی مسیح را در بالای صلیب سوراخ کرد. و چهارمین یک سینی چوبی است که مسیح با حواریون خود برّه ی قربانی را بر آن نهادند و تناول کردند. جام و سینی چوبی همان است که مشابه آن را کاتولیکها به شکل کاسه ی سفالثی و یا بشقابی فلزی در مراسم مذهبی از آن استفاده می کنند. ولی واقعیت این است که این چهار نماد سابقه ای قدیمی تر از ظهور عیسی مسیح دارد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مبانی افسانه ی جام مقدس یا اشیاء مقدس، مانند تاروت، بسیار و گوناگون است. جالب است که روایات مسیحی از بازسازی افسانه های اساطیری سلتی که ریشه ایرلندی دارند بهره گرفته که در طی سالیان در سرزمینهای ویلز &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Wales&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و مناطقی از کرنوال &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Cornwall&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; گسترده شده است. فاتحین نورمان در انگلستان، فرهنگ فرانوی را تا مناطق دوردست غرب سرزمین ویلز گسترش دادند. ولی متقابلاً در نیمه ی دوم قرن دوازدهم، افسانه ی آرتور شاه بود که به زبان فرانسه ترجمه شده و ادامه ی آن با انتشار روایات گوناگون افسانه ی اشیاء مقدس در فرانسه دنبال شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;چهار گنجینه ی ایرلندی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;روایت چهار شیئ مقدس، ریشه در چهار گنجینه ی ایرلندی دارد، آنا نمادها و رموز &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Tuatha de Danaan &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;پیروان الهه ی دانو &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Danu&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; از خدایان قوم سلتی هستند که قبل از میلاد مسیح در ایرلند میزیستند. این چهار گنجینه عبارتند از:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; TEXT-INDENT: -0.25in; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;1-&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دیگ داگدا &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;dagda&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;. داگدا یا اکید اولاتر &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Eochaid Ollathair&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; پدر همه و خدای رزاق و روزی رسان قوم خود بود. دیگ داگدا هرگز خالی نمیشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; TEXT-INDENT: -0.25in; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;2-&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نیزه ی لاگ &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Lug&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;. لاگ خدایی بود با مهارت های فراوان الهی و از آن بود که سامیل داناخ &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Samildanach&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; یا بس ماهر لقب گرفته بود. او در نبرد نیزه ی خود را با مهارت بسیار به کار میبرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; TEXT-INDENT: -0.25in; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;3-&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شمشیر نوادا &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Nuada&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;. نوادا فرمانروا و سلطان توتا &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Tuatha&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; با شمشیر خود به مصاف دشمنان خود میرفت و آن چنان قدرتی داشت که هیچ خصمی از ضربت او در امان نمیماند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; TEXT-INDENT: -0.25in; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;4-&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سنگ فال &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Fol&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;. این سنگ نشانه ی سلطنت و حکمفرمایی بود و هر گاه که کسی حرمت و حریم شاهی را نادیده میگرفت، آن سنگ به صدای بلند به فریاد در می آمد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;این که چگونه این چهار نماد مقدس و باستانی، چهار شیئ مقدس و یا چهار گنجینه ی ایرلندی در نقش پذیری خالهای چهارگانه ی تاروت سهمی داشته اند و یا به نحوی به آن مرتبط بوده اند، در هاله ای از رمز و ابهام باقی مانده است. افسانه ی شاه آرتور شباهت بسیاری به آئین های گنوستیک یا آئین های عرفانی دارد. در این افسانه هدف، سلوک قلبی و درونی سالک، نیل به خرد، رشد روانی، و در غایت آزادی و رهایی روحی است و شرح تلاش فردی، برای کسب تجربیاتی سودمند است که سالک را برای رسیدن به بالاترین درجات بلوغ، تمامیت فردی و ایجاد رابطه ی مطلوب با محیط خود کمک خواهد کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمادگرایی کارت های تاروت کوچک باعلائم جام، عصا، شمشیر، و سکه و به ویژه نمادهای احکام کبیر، نمیتواند به تنهایی یک منبع یا ریشه فرهنگی داشته باشد. نمادهای چهارگانه تاروت کوچک با این که ظهرا نامربوط به نظر میرسند، هنوز هم پر معناترین نمادها هسند که در هر محل و در هر زمانی مصداق ویژه ی خود را دارند. زیرا در تکوین آنها عوامل فرهنگی متعددی از اقوام گوناگون سهمی دارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Jun 2009 16:25:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاروت1</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;اول برام یه وسوسه بیشتر نبود... یه وسوسه ی جدید مثل تمام وسوسه ها. مثل فال ورق... یی چینگ... کف بینی... فال قهوه... یا همه ی چیزهایی که ادعا دارن این پرش زمانی ممکنه و همه چیز مکتوب شده و راه هایی هست که باهاش بشه امکاناتی رو در آینده پیش بینی کرد. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;متاسفانه این مسیر، پرتگاه هاش زیادن. چه پولها که خیلی ها نمیدن بابت فال و رمالی و جن گیری و دعا نویسی و... که نه ذره ای به حقیقت نزدیکه و نه به چیزی که من دنبالش بودم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;مطالعه ی نظریات یونگ بود که چیزهایی رو برام پررنگ کرد. اینکه الگوهای هستی به علت تکرار پذیر بودنشون در قالب آرکتایپ، قابل پیش بینی هم هستند. علاوه بر این که تصاویر ناخودآگاه،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بوسیله ی تصاویر و اشکال نمادین بیان میشن و انسان از طریق ناخودآگاهش به انرژی بیکران هستی متصله. مقدمه ای که برای یی چینگ نوشته بود رو قبل از این که در مورد آرکتایپ ها چیزی بدونم خوندم و چند سال بعد با برداشت تازه تری دوباره مرورش کردم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;راه های عجیبی در زندگی من طی شده که وجود یه دنیای نامرئی پر از رمزو راز رو در موازات دنیای مرئی و عینی و منطقی هر روزه به من ثابت کرده. البته من نوشتن این مطلب رو شروع نکرده م که این قضیه رو توجیه کنم. عقیده ی من اینه که این نتیجه ایه که هر فردی باید شخصاً بهش برسه. توجیه پذیر نیست و قابلیت بحث منطقی هم نداره. برای من این مثل یه واقعیت توجیه ناپذیره که زنانه ترین بخش وجودم به شیوه ی خودش درکش میکنه. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;کتاب، و کارت های تاروت ( یا تارو) رو هدیه گرفتم و این هدیه اونقدر در زندگی من تاثیر داشته که تصمیم گرفته م در موردش بنویسم. به مرور سعی میکنم مطالب بیشتری بگذارم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;تاروت&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;منشأ کارتهای بازی در اروپا احتمالاً کارت های تاروت هستند ولی اشکالی که اکنون در کارتهای بازی دیده میشود متفاوتند. کارتهای بازی پنجاه و دو برگ است که جایگزین هفتاد و هشت کارت اصلی شده است. کارتهای تاروت تلفیقی از دو دسته است: دسته ی اول شامل پنجاه و شش کارت، به نام آرکانای کهین (&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;Lesser arcana&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) یا کارتهای کوچک نامیده میشوند و گروه دیگر به نام کارتهای آرکانای مهین (&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;Greater arcana&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) یا کارتهای بزرگ موسوم است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;کارتهای آرکانای کهی منشأ کارتهای بازی امروز است. پنجاه و شش کارت به چهار دسته تقسیم میشوند و درکشور ایتالیا به نامهای باستونی&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;bastoni&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;- چوب دستی &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;baton&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; یا چماق، فنجان&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;cape&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، شمشیر &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;spade&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، و دناری &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;denari&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (ریشه ی کلمه ی دینار) یا سکه موسوم هستند. هر رده ازکارتها شامل ده کارت از شماره ی یک ( آس) تا ده هستند. به اضافه ی چهار کارت سلطنتی به نامهای شاه &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;re&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، شهربانو &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;dama&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، شوالیه یا شهزاده &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;cavalo&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و ولگرد &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;knave&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، مردک &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;jake&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; که در کارتهای امروزی سرباز نامیده میشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروزه در کشورهای آمریکا و انگلستان نقش خال کارتها فرانسوی هستند که نخستین باردر اوایل قرن پانزده از فرانسه به این کشورها برده شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;ترفل &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;trefle&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، شبدر یا گشنیز &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;trefoi&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، کور یا قلب &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;coeur&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، پیک &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;Pique&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، نیزه &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;pike&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، کارو &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;carreaux&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و خشت &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;paving tile&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;. مترادف این اسامی در انگلیسی، چماق، قلب بیل و الماس به کار برده میشود. احتمالا انگلیسی ها نام سه خال ورق را از زبان ایتالیایی اخذ کرده اند و فقط خال دل یا قلب را از فرانسوی ها گرفتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;از بیست ودو کارت باقی مانده ی تاروت، امروزه استفاده نمیشود. تنها یادگاری که از آنها در کارتهای معمولی دیده میشود کارت بدون شماره ی دلقک از کارتهای مهین موسوم به ژوکر است. هر یک از کارتهای آرکانای مهین تصاویر نمادین و مفاهیم ویژه ای دارند.این کارتها با اعداد یونانی شماره گذاری شده اند و بیست و دومین کارت که دلقک است، بدون شماره میباشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;برخی معتقدند که اصولاً خاستگاه نخستین بازی با ورق چین یا کره بوده است و حداقل تاریخ آن به اوایل قرن یازده میلادی میرسد. طرح و تصاویر ورقهای باقیمانده از آن دوران نشان میدهد که منشا آن نقوش پول کاغذی است که در طی حکومت سلسله ی تانگ رایج شد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;نظریه ی قدیمی دیگری حاکی از این است که مبدأ اولیه ی کارتها سرزمین هند است. در برخی پیکرههای شیوا وی به هر یک از چهاردست خود یک جام، یک عصای سلطنتی، شمشیر و حلقه گرفته است. این اشیاء در کارتهای تاروت وجود دارند ولی متاسفانه تاریخ نحوه ی استفاده از آنها در کارتهای بازی هندوان معلوم نیست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;به عقیده ی یک نویسنده ی ایتالیایی به نام کولوزو &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;covelluzo&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; اولین بار در سال 379 کارتهای بازی از شمال آفریقا وارد ایتالیا شد و به نام بازی نائیب &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;naib&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در شهر ویتربو رایج گردید. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;احتمالاً اعراب با تهاجم و ورود به اروپا بازی ورق را با خود به ارمغان آورده اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;گسترش و چیرگی عقاید فرقه ها و آیین های مختلف و آیین گنوستیک در اروپای دوره ی رنسانس موجب گرایش و جلب توجه به باورهای پگانیسم و مشرکانه ی کهن گردید. از جمله میتوان به ظهور فرقه ی کاتاریسم &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;catharism&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; اشاره کرد. کاتاریستها افکاری ثنویت گرا داشتند و در طی قرون دوازدهم و سیزدهم در جنوب فرانسه و شمال ایتالیا به منتهای شهرت و موفقی رسیدند. بررسی در عقاید و نظریات آنها نشان میدهد که فلسفه ی آنها برگرفته از فرقه ی بوگومیلها است. فرقه ی مذکور در سال 904 م در بلغارستان توسط راهبی به نام بوگومیل پایه گذاری شد. این فرقه با اقبال گسترده ای بین عامه ی مردم در قرون دهم و یازدهم در جنوب شبه جزیره ی بالکان و آسیای صغیر به سرعت گسترش یافت. ریشه ی اندیشه های این آئین از گروه پولیسین ها &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;paulisians&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; نشأت گرفته بود. آنها فرقه ای ثنویت گرا در ارمنستان بودند. به اعتقاد آنها جهان صحنه ی مبارزه ی دو نیروی خیر و شر است. آنها میگویند دنیایی که ما میشناسیم اساسا بنیادی شیطانی دراد. این نیروی شر را ساتان (شیطان) مینامیدند. جسم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و روان پست انسان توسط اهریمن خلق شد. ولی بارقه ای الهی در درون آن نهفته و اسیر است که میتوان با رهایی آن به روشنی و آزادی دست یافتو قیود مادی را از هم گسست. نیل به دانش و آگاهی ذای که از مبانی آئین دوآلیستی است، گنوستیک (شناخت)نامیده میشود و مشتق از کلمه ی یونانی گنوزیس &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;Gnosis&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; به معنای دانش و خرد است. کاتاریست های اروپایی معتقد بودند که شیطان خالق دنیای عینی و مادی و خدای عهد ازلی است. آنها مسیح را فرستاده ای ناجی و راهنما میدانستند که توسط او بشر میتواند خود را از قیود مادی رهایی بخشد و حجاب از طبیعت حقیقی خدای ازلی برگیرد. کاتاریست ها اعتقادات کلیسای مسیحی را درباره ی رستاخیز و احیاء و تجسد مسیح تکذیب میکردندو تولد دوباره ی مسیح را در روز داوری نمیپذیرفتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;آئین گنوستیک در تاروت کبیر:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;طرح تصاویر تاروت نمیتواند بازتاب کاملی از تظریات کاتاریستها باشد. نظم و ترتیب بیست و دو کارت تاروت کبیر از کارت بدون شماره ی دلقک شروع شده و به کارت 21 یعنی دنیا ختم میشود و به نحو جالبی حاوی طرح های گنوستیکی کلاسیک است. به اعتقاد آنها روح بشر با ماهیتی الهی در قالب تن خاکی اسیر است و به هویت الهی خود جاهل است. دلقک مظهر پیام آور برترین افلاک و جلوه ای از ذات آسمانی در دنیای ناسوتی است و نکاتی ژرف را در پس واقعیت های سطحی به نمایش میگذارد. کارت بعدی یک آموزگار و دوست دلقک است. سالک با هوشیاری و زیرکی (جادوگر) برای نیل به آزادی باید سیطره ی قوانین نیرومند جهان مادی ( نماد آنها تصاویر پاپ زن، شاه بانو، شاه و پاپ هستند) را تحمل کند. سالک طریق با تلاش و اعتماد به خود هنگامی به رشد و بلوغ والایی دست میابد که با سخت کوشی(راهب) و سیر و سلوکی معنوی به ژرفای درون خود بازگردد. مشاور درونی و باطنی او ( چرخ تقدیر) به او توصیه می کند که باید ر امیال نفسانی خود غالب آید (بردباری) و با ایثار و قربان کردن خود ( مرد نگونسار) ارزشهای دنیوی و روزمره را به کناری نهد تا از حضیض ناسوت به اوج پرواز کند و با تزکیه و اعتلای &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;lowerself&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; ( مرگ) سیلابی از نیروهای روانی را بر انگیزد ( اعتدال) تا قادر به غلبه و استیلا بر اهریمن گردد ( ابلیس). این سلوک موجب در هم شکستن قیود زمینی خواهد شد ( برج) تا روح او به افلاک صعود کند ( ستاره- خورشید- ماه) و آنگاه است که وی خواهد توانست تولدی دیگر را تجربه کند ( داوری) و در غایت نیل به اتحاد و یگانگی با روح جهانی &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;amina mundi&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و رسیدن به منزل آخرت، ( جهان) پاداش او خواهد بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;بر مبنای فلسفه ی گنوستیک، روح بشر، پاره ای الهی است. انسان با امانت پذیری و امانت داری بارقه ی قدسی سهم تقدیر و شرکت در یک تراژدی ازلی را به جان و دل می پذیرد. به تعبیر آنها نجات و رهایی بشر در حقیقت رهایی خداوندگار عالمیان است و در روز قیامت کبری آن پاره ی الهی آزاد شده و به مبدا خود باز میگردد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;نمادگرایی در تاروت اصولاً حاوی نشانه هایی از آئین های باطنی بسیار کهن (پگانیسم) است که در قالب آموزه های گنوستیک بیان میشود. ترکیب و پیوستگی اندیشه های مسیحی، اسلامی، و یهودی حتی سلتیک و فرهنگ های شمال اروپا و بالاخره آیین های باطنی در شکل گیری آن نقش داشته اند. مثلاً تصویر مرد نگونسار به روشنی یاد آور خود قربان کردن اُدین &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;odin&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; بر درخت جهانی، مرگ دیونیزوس در عرفان اُرفه، و شهادت عیسی مسیح بر صلیب است. در تصویر برج، تازیانه ی صاعقه، یاد آور پیکان ژوپیتر و چکش تور &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot; dir=ltr&gt;thor&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; خدای وایکینگ هاست و یا همان اخگری است که در آیینهای ماهایانا و تانترا موجب نابودی و تلاشی توهمات بشری خواهد شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;کاهنه ی اعظم و شاه بانو، نسل پاکی از خدایان خرد و باروری و مرگ و زندگی در فرهنگ های باستانی است. از سوی دیگر ستاره و ماه و خورشید تداعی تعالیم نجومی اعراب، نقشه ی ستارگان آئین گنوستیک و دنیاهای بهشتی دانته است. (جادوگر) نیز در نقش هرمس خودنمایی میکند. او استاد و مرشد کیمیاگران و خداوند خرد است که با تردستی خود همه را فریب میدهد. ( ویشنو خدای هندو نیز با سحر و فریب مایا بشر را اسیر نمودهای فریبنده ی دنیای خاکی میکند)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;بالاخره کارت بیستم (داوری) رستاخیز موعود در اسلام و مسیحیت را نشان میدهد. لازم به ذکر است که کارتهای تاروت را تنها برای بازی و یا پیشگویی به کار نمیبردند. زیرا در قرون وسطی اکثریت مردم از سواد خواندن متون مذهبی بی بهره بودند لذا ازین تصاویر برای آموزشهای مذهبی استفاده می کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;برخی از تصاویر کارتها به سادگی در قالب فرهنگ های قرون وسطایی جای میگیرند. از جمله سه نماد از چهار فضیلت، که عدالت، اعتدال، و بردباری باشند در تصاویر دیده میشوند ولی در کارتها تصویر واضحی از حزم و دوراندیشی (فضیلت چهارم) دیده نمیشود که احتمالا نماد این فضیلت میتواند صورت راهب یا کاهنه ی اعظم باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;در بررسی کارتهای تاروت صغیر و نمادگرایی آنها ظاهراً با الهام کمتری مواجهیم. پنجاه و شش کارت که به چهار گروه تقسیم شده اند و هر گروه شامل چهار کارت سلطنتی و ده کارت با شمارش معین است. چهار کارت سلطنتی که شامل شاه، ملکه، شهسوار، وسپردار است که عموماً برگرفته از طبقات ویژه ی درباری و اشراف قرون وسطی است. ضمن این که احتمالاً میتواند منشأ نامگذاری مزبور، مهره های شطرنج در قرن سیزدهم باشد که از بازی های رایج در مجامع اشرافی به شمار میرفت. متون تاریخی آن زمان به بازی چهار شاه اشاره میکنند. نخست محققان معتقد بودند که سخن از نوعی بازی ورق است. ولی اکنون میدانیم که بازی چهارشاه در واقع نوع خاصی از بازی شطرنج بوده است. علاوه بر این در پشت کارت های تاروت الیه عموماً طرح های شطرنجی دیده میشود که یادآور صفحه ی شطرنج است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;برخی بر این عقیده اند که علائم چهارگانه آرکانای کهین مظاهر چهار طبقه ی اجتماعی در جوامع اروپائی قرون وسطی است که شامل طبقه اشراف (شمشیر)ف روحانیون ( جام)، پیشه وران (سکه) و دهاقین ( عصا یا چوبدستی) بوده اسم. این نکته با احتمال قریب به یقین مبتنی بر طبقه بندی جدید جامعه شناسی است و نمیتواند مبنای ویژه چهار نماد کارتهای تاروت باشد. در حقیقت تاریخچه ی کارتهای تاروت بسیار قدیمی تر از این روایت است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Apr 2009 20:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهار مبارک</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نشانه ها رها نمیکنندم. بازم میگردانند به نوشتن... نه که به رونگاری از کتاب و شرح... که به نوشتن. گاه بی وقفه مینویسم و گاه پراکنده... اما نهایت نوشتن است و غایت هم. پی موضوع نمیگردم که تازه باشد... مفید باشد... یا هر چه. موضوع پیم می آید و درگیرم میکند. گاه موضوع میشود مهر و گاه ایزد بهرام و گاه نقوش ساسانی است و گاه مقرنس و طاووس و نور و آینه و فال و چشمه های آناهیتا ... گاهی حتی احتیاجی به قلم نیست یا سپیدی پیکر کاغذ... ذهنم مینگارد و ویرایش میکند و نتیجه میگیرد... &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;بهاری دیگر است. مهرآوای من دوسالش را تمام کرده و میرود که شیرین زبانی کند... میخواهم از زبان خودم بنویسم گاهی، که تجربیات رویارویی با این نشانه ها که این همه شرح و بیان می آورم اینجا برایشان، گاه شیرین تر است از خطوط کتاب ها و این ترجمه های بیروح...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;آغاز سال جدید است دیگر... باید دیگر گونه زیست!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Mar 2009 17:27:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مروارید (Perle)</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مونیک دو بوکور- رمزهای زنده جان- جلال ستاری&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مروارید گوهریست که امروزه فقط به عنوان سنگی گرانبها ارزشمند باقی مانده است، حال آنکه همه ی تمدنهای روی زمین از اقوام و نژادهای مختلف با آداب و رسوم گوناگون اجماعاً درباره ی مروارید معتقدات عدیده داشته اند و اساطیری شگرف پرداخته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در همه ی زبانهای عالم، صفات مروارید بیشمار است، از آن جمله اند: نوشابه ی خدایان که نوشیدنش موجب بیمرگی است، کاسبرگ شبنم، اشگ زن ایزدان نگاهبان چشمه ها و جویبارها، ستاره ی فروافتاده، نگین ماه و...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پیدایی اسرار آمیز این گوهر غلطان و تابناک که در قعر اقیانوس از انجماد ترشحات مخاط بدن نوعی از نرم تنان دو کفه ای به نام صدف مروارید، حول جسمی خارجی به وجود می آید، موجب شده که مروارید نماد برترین کمال و تحقق والاترین امرممکن و نیز طول عمر که از صفات اصلی مروارید محسوب میشود به شمار آید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مروارید در طول تاریخ، به عنوان نشانه ی قدرت و حسن، زینت بخش تاج و دیهیم و آرایش و زیب و زیور جامه ی شاهان و قیصران و دولتمردان و مهاراجه ها بود است. در خزائن شاهان بزرگ، مرواریدهایی که به علت شکل گرد کروی کامل و گلابی شکل بودنشان یاد آور شبح شگفت و شگرف زن ایزدان دریا و چشمه سار و جویبارند، نهفته است، و درشتی شان از سر سنجاق تا تخم کبوتر است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;امتیاز مروارید خاصه به درخشندگی طبیعی و پرتو تابناک و رنگهای ملایم قوس و قزحی آن است که طیف رنگهای سفید متمایل به پشت گلی (سرخ آب) و سفید عاج گون و سفید متمایل به آبی وسفید سیمین و خرمایی با درخشندگی زرین وسیاه با فروغ سبز ( سیاه آب) وحتی خاکستری را در بر میگیرد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;درباره ی پیدایش مروارید بر کره ی خاکی، افسانه ها هست. در شرق حکایت می کننده که روزی طوفانی، آذرخشی در صدفی افتاد و اینچنین مروارید زاده شد، و ثمره ی نمادین آب و آتش نشانه نیرو و کارمایه ی آسمان گردید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در ایران لولو شاهوار و خوشاب، قطره بارانی است که از آسمان در درون صدفی که میانه ی دریا به روی آب آمده و دهان باز کرده چکیده است. در ادب فارسی، «نظم لآلی» ( به رشته در کشیدن مروارید، تسمیط) یعنی شعر سرودن و «درّ فشانی» یا « درّ پاشی»&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کنایه از سخنان لطیف گفتن و بلاغت و زبان آوری و « درّ یکدانه» یا « درّ یتیم» به معنی اندیشه ی بس ظریف است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هندوان حکایت میکنند که کریشنا، مروارید را در قعر دریایی ژرف یافت و به دخترش &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Pandaia&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در روز عروسی اش پیشکش کرد، و از آن هنگام شهرت دارد که مروارید برای دارنده اش خوش یمن است. در بسیاری از آثارهنری چین، مروارید در دهان مار یا اژدهاییست که آن را از نهانگاهش در قعر دریا بیرون آورده است و قصه های وهم آلود چینی، از وصلت اسرار آمیز مروارید با آن موجودات عجیب الخلقه حکایت میکنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;این گوهر که نشانه ی ماه و آب و زنانگی است، واجد خواصّ « مبّهی و موجب بارگیری و آبستنی» نیز پنداشته شده و علاوه بر آن داروی « جنون و مالیخولیا» که بیماری های قمری و برانگیخته ی قرص قمر به شمار رفته، به حساب آمده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مردمان در گذشته، مروارید را برای خواص درمانی آن به کار میبردند، و خاصه باور داشتند که مروارید درمان بیماری چشم و زخم معده و جذام است و محلول سوده ی آن در آب لیمو یا ترشی، پادزهر. بعلاوه می پنداشتند که مروارید این خاصیت را دارد که به مرده، الی الابد، قدرت و نیروی طبیعت و کیهان را می بخشد و از اینرو ،در گورستانهای کهن و باستانی، مقدار عظیمی مروارید یافت شده است و به عنوان مثال در بعضی مقابر لائوس، مردگان با کلاه و کمربند و جامه مروارید نشان دفن شده اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درگورستان شاهان خاندان &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;Han&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در چین، برای جلوگیری از فسادو تلاشی اجساد، سوراخهای گور را با سنگ یشم، خوراک خدایان که وسیله ی بازگشت مرده به زندگی میشد میبستند، اما در دهان مرده، مروارید می گذاشتند ت موجب نوزایی وی در عالم ماوراء باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در فلورید و نیز در مصر دوران کلئوپاترا، در کنار مومیایی مردگان سبدهایی پر از مروارید و نیز گردنبند های مروارید یافته اند؛ گردنبند هایی که با دانه های « این گلهای بیمرگی» ساخته شده، یعنی به رشته کشیدن مروارید، به معنای پیوند و اتحاد و گردآمدن مردمان بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 12:45:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>الماس (Diamant- Diamond)</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مونیک دو بوکور- رمزهای زنده جان- جلال ستاری&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;الماس که نشانه ی کمال و شکوهمندی است، به علت شدت و قدرت «نور متراکم» و بیرنگی شفافش که گاه متمایل به خاکستری کبود و یا سبزفام است، «شاه گوهرها»، « گوهر شاهوار» نامیده شده است. این گوهر گرانبها، یادآور تابندگی ستارگان است که الماس غالباً به آنها تشبیه شده است، چنانکه نوعی الماس « ستاره سهیل» و انواعی دیگر «کوه نور» و « اکسلسیور» نام دارند. این گوهر به علت درخشندگی و سختی بسیار و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;استواری، در بعضی سنن، بخشی از « مرکز» و محور عالم تلقی شده است یعنی رکن رکینی که جهان بر آن قرار گرفته سات. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تخت بودا ازالماس بود. در بودیسم تانترایی، الماس به علت برندگیش، نماد قدرت روحانی ایست که همه رابه تمکین وا میدارد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تراش الماس در پایان قرن پانزدهم باب شد و بنابرانی الماس از آن تاریخ، به صورت زیب و زیور در آمد و گردنبند و سینه ریز الماس و رشته دانه های الماس، ستایش مبالغه آمیزی برانگیخت. الماس مشهور به «الماس خاندان مدیچی» مظهر حکمت و جهانمداری آن خاندان بزرگ فلورانسی بود. این گوهر گرانبها نماد وفاداری و پختگی و بالندگی و پایداری در برابر دشمن نیز هست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 12:41:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جمست (améthyste)</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در قدیم میپنداشتند که فضیلت اساسی این سنگ ارغوانی که به رنگ شراب است، جلوگیری از مستی است: واژه ی جمست(&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;am&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;é&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;thyste&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) ریشه ی یونانی دارد: &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mehr&apos;&quot;&gt;amethustos&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; یعنی « آنکه مست نیست». &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;به اعتقاد پلین جامهای تراشیده در این گوهر کبود مایل به سرخ که سنگ اعتدال و میانه روی است مانع از مستی میگساران میشوند. جمست همچنین ضد طلسم و جادو بود، خاصه اگر تصاویر خورشید و ماه بر آن حک شده بود و با بندی بافته از پر نرم و کرک طاووس یا پر پرستو بر گردن می آویختندش؛ و نیز خاصیت درمانی داشت و شفای نقرس و علاج بیماری صرع بود و پادزهر هم محسوب میشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;از سوی دیگر می پنداشتند که جمست زمینه ساز اشراق است؛ از این رو مقدس شمرده میشد، چنانکه مهره های تسبیح را با این سنگ میساختند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;درخشش کبود فام این گوهر که خاصه در مغاکهای ژرفی به چشم می آید که پر از توده های کانی مجوّف است و جمست در میان آنها متبلور شده، می درخشد، جلوه ی اسرار آن است. طیف رنگهای جمست که شامل بنفش گل یاس و بنفش متمایل به ارغوانی و بنفش تیره و ... است، از رنگ آبی تا رنگ سرخ را در بر میگیرد. بنفش رمزهای این دو رنگ را در خود گرد آورده است بنفش پیوند نمادین میان زمین و آسمان است، یعنی قرمزی آتش زمینی را به آبی آسمان میپیوندد. در رنگ بنفش که رنگ آرام و قرار است تندی و تیزی رنگ سرخ، به ملایمت و نرمی میگراید. بنفش، مقاومت سازمان آلی بدن را افزایش می دهد و شهرت دارد که جامه ی بنفش نیرو بخش است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در افق دایره ی زندگی بنفش در برابر سبز جا دارد و در واقع برخلاف سبز نماد نوزایی بهار نیست، بلکه نشانه ی افول و زوال پاییز یعنی گذار از زندگی به مرگ است. بنابراین چون رنگ مرگ است، گاه به نشانه ی ماتم و عزا به کار می رود، با این همه همچون دور فصول به معنای مرگ و فنای قطعی نیست بلکه نمودار حالتی است که به رستاخیزی نو می انجامد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در قرون وسطی روزگاری دراز، سوگواران به تناوب ازرق پوش و سفید پوش بودند، و شاهان تا قرن هجدهم بنفش را به نشانه ی عزا بر سفید ترجیح دادند. در چین نیز بنفش رنگ ماتم و عزاداری بود در مقابر مصریان، طلسم ها و تعویذاتی به رنگ بنفش یافت شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Dec 2008 13:39:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زبرجد (یاقوت زرد)</title>
<link>http://mythvivant.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;زبرجد عموماً به رنگ برگهای پاییزی، زرد طلایی، یا خرمایی است. به سبب رنگ اصلیش غالباً با روشنایی و آفتاب یعنی با تابش ملایم و نشاط انگیز و دلگشای خورشید مغرب پیوند یافته است. رمزپردازی این گوهر با رمزسازی زردِ «خاکی» برابر است، و برخلاف آبی آسمانی و اثیری، رنگی است زودجوش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و گرم و گیرا و بر انگیزنده، از رنگ زرد، چون خورشید نور میتابد و نیرو میتراود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;زرد رنگ ابدیت و جاودانگی است. در مقابر مصریان زرد که نماد خورشید و خدایان است و غالباً توأم با بی موجب بقای نفس و جانِ درگذشته محسوب میشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;زرد تند پررنگ و درخشان گشاینده ی ذهن است، و زداینده ی وسواس از دل و برانگیزنده ی جان. رمز پردازی زرد دو پهلو است، در قرون وسطی زرد طلایی نشانه ی عشق بود و زرد کمرنگ نشانه ی خیانت، چنانکه یهودای خائن جامه ای زرد رنگ به تن داشت. امروزه رنگ زرد نشانه ی رشک و حسادت است، &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;2  Mehr&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;معنای نمادین زبرجد به پیچیدگی معنای رنگ اصلی آن است: زبرجد در عین حال نماد عشق و شهوت و فضیلتست... قدما آن را مغناطیس طلا می نامیدند و باور داشتند که آن فلز گرانبها را چون آهنربا میرباید و کاشف گنج است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Dec 2008 13:37:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mythvivant&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>mythvivant</dc:creator>
<guid>http://mythvivant.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
